برای شما که عشق ِتان زنده‌گي‌ست




شما که عشقِتان زندگی‌ست
شما که خشمِتان مرگ است،

شما که تابانده‌اید در یأسِ آسمان‌ها
امیدِ ستارگان را

شما که به وجود آورده‌اید سالیان را
قرون را

و مردانی زاده‌اید که نوشته‌اند بر چوبه‌ی دارها
یادگارها
و تاریخِ بزرگِ آینده را با امید
در بطنِ کوچکِ خود پرورده‌اید

و شما که پرورده‌اید فتح را
در زهدانِ شکست،

شما که عشقِتان زندگی‌ست
شما که خشمِتان مرگ‌ست!

شما که برقِ ستاره‌ی عشقید
در ظلمتِ بی‌حرارتِ قلب‌ها
شما که سوزانده‌اید جرقه‌ی بوسه را
بر خاکسترِ تشنه‌ی لب‌ها
و به ما آموخته‌اید تحمل و قدرت را در شکنجه‌ها
و در تعب‌ها

و پاهای آبله‌گون
با کفش‌های گران
در جُستجوی عشقِ شما می‌کند عبور
بر راه‌های دور

و در اندیشه‌ی شماست
مردی که زورق‌اش را می‌راند
بر آبِ دوردست

شما که عشقِتان زندگی‌ست
شما که خشمِتان مرگ است!

شما که زیبایید تا مردان
زیبایی را بستایند

و هر مرد که به راهی می‌شتابد
جادوییِ نوشخندی از شماست

و هر مرد در آزادگیِ خویش
به زنجیرِ زرینِ عشقی‌ست پای‌بست

شما که عشقِتان زندگی‌ست
شما که خشمِتان مرگ است!

شما که روحِ زندگی هستید
و زندگی بی شما اجاقی‌ست خاموش،

شما که نغمه‌یِ آغوشِ روحِتان
در گوشِ جانِ مرد فرح‌زاست،

شما که در سفرِ پُرهراسِ زندگی، مردان را
در آغوشِ خویش آرامش بخشیده‌اید
و شما را پرستیده است هر مردِ خودپرست، ــ

عشقِتان را به ما دهید
شما که عشقِتان زندگی‌ست!
و خشمِتان را به دشمنانِ ما
شما که خشمِتان مرگ است!

در دوم مرداد امسال یك دهه از سكوت سرشار از ناگفته‌های شاعر سترگ ما، بامداد شعر معاصر ایران، شاملو، می‌گذرد؛ و ما هنوز هم‌چنان همه در انتظارِ چیدن سپیده‌دم عشق و انسان از لابه‌لای عاشقانه‌ها، شبانه‌ها، سرودها، غزل‌های ناتمام، هجرانی‌ها و دیگر نجواهای او روزان و شبان را یكی پس از دیگری در نبودِ او تجربتی مكرر داریم. شاعری كه عشق مضمون اصلی آثار اوست، سراینده‌ی ستایش‌گرِ عشق به انسان، آزادی و عدالت اجتماعی. شاعری كه هماره ستیز بی‌امان با آزادی‌كُشی،‌ اختناق و سركوب جوهره‌ی كلام اوست، و سالیان خود همه به پاسداری از حرمتِ قلم و بیان سپری كرد. در بزرگداشت شاعری که تمام دفتر شعرش زندگیست ...

مدعی

 

شخصی که ادعای معلومات بسیار داشت روزی در مجلسی که ملا هم آن جا بود داد سخن می داد و اظهار وجود می کرد و خود را برتر از همه می پنداشت.
ملا که از دست لاف و گزاف او به تنگ آمده بود پرسید: این معلومات را از کجا فرا گرفته ای؟
آن مرد گفت: از کتاب های بسیاری که مطالعه کرده ام.
ملا گفت: مثلا” چند کتاب خوانده ای ؟
آن شخص گفت: به قدر موهای سرم!
ملا که می دانست آن شخص کچل است و حتی یک تار مو هم به سر ندارد، ذربینی از جیب در آورد و بعد از برداشتن کلاه او ذربین را روی کله بی موی او گرفت و پس از دقت بسیار گفت: معلومات آقا هم معلوم شد چقدر است.

عشق از زبان معلمان


 

دبیر انگلیسی:
عشق تنها کلمه ای است که ed نمی گیرد و به گذشته باز نمی گردد

دبیر ادبیات: عشق آن نیرویی است بین دو انسان. مثل لیلی و مجنون

دبیر تاریخ: عشق تنها قراردادی است که از کشورهای دیگر وارد نمی شود

دبیر دینی: عشق نیرویی الهی و خدادادی است

دبیر ریاضی: عشق رابطه ی دو انسان است و رابطه ی دو انسان مانند رابطه ی سینوس و کسینوس است

دبیر جغرافی: تیرهای عشق از بلندایی به بلندی قله ی آلپ بر قلب وارد می شود

دبیر زمین شناسی: عشق تنها فسیلی است که اثرش هیچگاه از بین نمی رود

دبیر ورزش: عشق تنها توپی است که اوت نمی شود

دبیر فیزیک: عشق همانند نیروی کشش آهن رباست که قلب انسان ها را به سمت خود می کشد

دبیر شیمی: عشق تنها بازی است که بر روی قلب اثر می گذارد و آتشی که از این طریق بر قلب وارد می شود از اسید سوزناکتر است

دبیر هندسه: عشق همانند هاله ای از نور دایره ی قلب انسان را فرا می گیرد

دبیر علوم: میکروب عشق از راه چشم وارد می شود




اما ...
عشق آلوچه نیست که بهش نمک بزنی
دختر همسایه نیست که بهش چشمک بزنی
غذا نیست که بهش ناخنک بزنی
رفیق نیست که بهش کلک بزنی
یادت باشه که عشق مقدسه...
باید صادق باشی تا عشق واقعی رو با تمام وجودت دریابی

فواید آدامس جویدن

به گفته پژوهشگران، آدامس جویدن به بهبود هر چه سریع تر بیمارانی که عمل جراحی روده انجام داده اند، کمک فراوانی می کند. به تازگی آزمایشی روی ۱۵۸ بیمار انجام شده که این گفته محققان را تا اندازه ای ثابت می کند. طبق اظهارات تیم پزشکی، جویدن آدامس با تحریک کردن اعصاب سیستم گوارش، سرعت انجام فعالیت های عادی روده را افزایش می دهد.

در هر آزمایش به هر گروه از بیماران آدامس های بدون قندی داده شد که باید سه نوبت در روز و بین ۵ تا ۴۵ دقیقه آن را می جویدند و سپس شرایط جسمانی آنها را با گروهی دیگر که آدامس نمی خوردند، مقایسه کردند. آندسته از بیمارانی که در آزمایش شرکت کرده بودند، گاز روده خود را سریع تر خارج کردند و حرکت روده هایشان سریع تر آغاز شد، که این نشان می داد روده ها سریع تر به کار افتاده اند.تمام جراحی های دستگاه گوارش می تواند باعث کاهش یا قطع کارکرد روده شود (که همان انسداد روده نام دارد) و عواقب خطرناکی هم در پی دارد. در چهار دوره از آزمایش ها، افرادی که آدامس جویده بودند، پس از عمل مدت کوتاه تری را نسبت به دیگران در بیمارستان سپری کردند.

اما محققان همچنان معتقدند باید تحقیقات کامل تری در این خصوص انجام شود تا اطمینان حاصل کنند آیا رابطه مستقیمی در این بین وجود دارد یا صرفاً یک تصادف است. اگر آدامس به واقع مدت بستری شدن افراد را در بیمارستان کاهش دهد، شرکت های بیمه و نیز شرکت خدمات درمانی شهروندان (
NHS) در انگلستان می توانند میلیون ها پوند در سرمایه شان صرفه جویی کنند. امروزه به طور متوسط در طول یک سال بیش از ۳۱ هزار انگلیسی مورد عمل جراحی روده قرار می گیرند و بستری شدن یک شب بیشتر هر یک از آنها برای NHS
چیزی حدود ۲۰۰ یورو هزینه دارد.

یکی از پرستاران که در بخش سرطان روده کار می کند، در این باره می گوید؛ "جویدن تقریباً شبیه خوردن است و موجب شروع حرکات حلقوی که در واقع همان حرکت روده است، می شود. انسداد می تواند بعد از هر عملی اتفاق بیفتد اما درصد وقوعش خیلی نادر است. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد جویدن آدامس ممکن است به بیمار کمک کند، اما این در حد یک پیشنهاد است و این طور نیست که ما به تمام بیمارانی که روده هایشان را جراحی کرده اند آدامس بدهیم."

 

در مورد شیر بیشتر بدانیم

اغلب وقتی برای خرید شیر به مغازه یا سوپرماركت‌ های بزرگ مراجعه می ‌كنیم با افرادی مواجه می ‌شویم كه برای مصرف روزانه، شیرهای استریلیزه یا همان مدت‌ دار را به شیرهای پاستوریزه ترجیح می ‌دهند. این افراد عقیده دارند شیرهای استریلیزه سالم‌ تر هستند و مدت زمان ماندگاری آن ها بیشتر است! اما واقعیت این نیست. امروزه شیرها را به دو روش پاستوریزاسیون و استریلیزاسیون به منظور نابودی میكروب ‌ها و افزایش مدت ماندگاری حرارت ‌دهی می ‌كنند.

در روش پاستوریزاسیون، میكروب‌ های بیماری زا از بین می ‌روند ولی میكروب‌ های عامل فساد باقی می ‌مانند بنابراین مدت زمان ماندگاری این شیرها در یخچال 2 تا 3 روز است و بعد از این مدت میكروب ‌های عامل فساد حتی در سرمای یخچال فعال می ‌شوند و شیر را غیر قابل مصرف می ‌كنند. اما در مقابل و در روش استریلیزاسیون به دلیل درجه حرارت بالا، تمامی میكروب‌ های بیماری زا و عامل فساد موجود در شیر نابود می‌ شوند (البته این نابودی صد درصد نیست)‌. بنابراین این نوع شیرها حتی در خارج از یخچال تا 6 ماه قابلیت نگهداری دارند.

اما نكته قابل توجه آن است كه به محض بازكردن بسته ‌بندی این شیرها و تبادل هوایی در آن، شرایط آن ها شبیه به سایر شیرهای پاستوریزه می‌ شود و تنها به مدت 2 روز می ‌توان آن ها را در یخچال نگهداری كرد. نكته مهم‌ تر آن است كه شیرهای مدت ‌دار به دلیل شدت حرارت بالای استریلیزاسیون در مقایسه با شیرهای پاستوریزه مواد مغذی بیشتری را از دست می ‌دهند. به طور معمول در شیر پاستوریزه 10 تا 20 درصد پروتئین ‌های محلول در شیر تخریب می ‌شوند؛ در حالی كه در شیر استریل این مقدار تخریب به 40 تا 60 درصد می ‌رسد. همچنین حرارت بالا اثر نامطلوب خود را روی برخی ویتامین‌ های حساس به حرارت شیر نیز می ‌گذارد.

ویتامین ‌های
c، b1، b6 و b12 موجود در شیرهای استریل تقریبا 5‌/‌1 تا 2 برابر بیشتر از ویتامین ‌های شیرهای پاستوریزه تخریب می ‌شوند. معضل دیگر آن كه برخی افراد نیز عادت دارند جهت مصرف شیر روزانه خود حتما آن را به صورت گرم میل كنند. گرم كردن و جوشاندن شیرهای استریل می ‌‌تواند از قدرت جذب كلسیم محلول در شیر بكاهد و همچنین پروتئین‌ های شیر را 20 تا 25 درصد منعقد و غیر قابل هضم كند.

بنابراین اگر می‌ خواهید شیر را به صورت روزانه یا ظرف مدت 2 تا 3 روز مصرف كنید لزوما از شیرهای پاستوریزه استفاده كنید. این شیرها طعم بهتر و مواد مغذی بیشتری دارند و در مقایسه قابلیت هضم بهتری دارند. نكته دیگر آنكه برخی از فروشندگان به صرف آن كه شیرهای استریل نیاز به یخچال ندارند آن ها را پشت شیشه مغازه و مقابل نور آفتاب نگهداری می ‌كنند. در این رابطه باید دانست شدت نور می‌‌ تواند تا حدودی روی طعم و مزه این شیرها تاثیر گذاشته و طعم آن ها را ناخوشایند كند.

شدت تابش نور همچنین می ‌‌تواند روی ماهیت ماده بسته ‌بندی این شیرها تاثیر گذارد این مواد می ‌توانند به داخل شیر منتشر شده و به راحتی با تركیبات موثره شیر واكنش داده و مواد مُخرب و مُضری را در محصول تولید كنند

فصا پاییز

عکس زیبا تقدیم تان باد

24 نشانه خانواده های خوشبخت






1. در بین اعضای خانواده جمله "به من چه" یا "به تو چه" رد و بدل نمی شود، چرا که اعضاء، به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.

2. افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی های ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

3. تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. آنها، همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

4. با هم اتحاد دارند ؛ در مسائل مختلف با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون اینکه کسی بفهمد، حل کنند.

5. به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده، به آن احترام گذاشته و رعایـت می کنند.

6. نسبت به هم شرم مذموم ندارند ؛ یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.

  7. به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

  8. نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند، اگر چنانچه مشکلی به وجود آید سعی وافر در حل مشکل دارند.

  9. بیشتر اوقات، لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند، مرور می کنند. دنبال خاطرات تلخ نیستند. دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

10. برای فامیل و همسایه های خود، اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یکدیگرند.

11. از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از همدیگر پنهان نمی کنند، صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

12. برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم کنند.

13. افراد، به هم افقی نگاه می کنند نه عمودی ؛ یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیکتاتوری، زور و قدرت طلبی حاکم نیست.

14. همه اعضای خانواده احساس برنده بودن، موفق بودن و امید داشتن می کنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.

15. در کنار هم، احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس، اضطراب، تنش و یا درگیری.

16. علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را نسبت به هم ابراز می کنند، هم در رفتار و هم در گفتار.

17. از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند. توقعی مناسب و در حد توان از همدیگر دارند.

18. اگر مشکلی پیش آید به راه حل فکر می کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشکل می زنند، و راه حل منطقی ارائه می دهند.

19. مرد، پیوسته به این مسئله می اندیشد که چه کنم تا همسرم خوشحال باشد و راضی به زندگی باشد، و زن می اندیشد که چه کنم تا شوهرم راحت بوده و خوشحال باشد.

20. زن و شوهر، به خاطر همدیگر زندگی می کنند ؛ اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

21. زن و مرد، می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

22. با درخواست های یکدیگر برخورد مثبت و منطقی دارند.

23. زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، آنها رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند.

24. خانواده های خوشبخت، تلاش دارند که بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

 

بيانيه ي كانون صنفي معلمان به مناسبت ( 13مهر  1389) ، روز جهاني معلّم

به نام خداوند جان و خرد

 

همكاران ارجمند

سيزده مهر،روز جهاني معلم راگرامي مي داريم و اين روز خجسته را به شما فرهيختگان، تبريك و شاد باش مي گوييم

در چهل و چهارمين اجلاس وزراي آموزش و پرورش جهان در ژنو ، پنجم اكتبر سال (1994) به عنوان روز جهاني معلم نام گذاري شد .اين روز در ايران برابر با 13مهر هر سال مي باشد . روزي است كه محمد علي نجفي ،وزير وقت آموزش و پرورش ، نيز آن رابه رسميت شناخت تا معلمان ايران نيز همچون همكاران خود در جهان ،اين روز را جشن بگيرند و همگام با جهانيان فرا مليتي بودن شغل خود را احساس كنند .

 گرامي داشت اين روز به منزله ي كم رنگ نمودن روز 12ارديبهشت ماه نيست ؛بلكه ،مي توان 12 اردي بهشت را روز ملي معلم و 13 مهر را به عنوان روز جهاني معلم – همگام با جهانيان – گرامي داشت و جشن گرفت .از مسولان محترم وزارت آموزش و پرورش انتظار مي رود زمينه ي برگزاري مراسم گرامي داشت اين روز را همانند روز ملي معلم فراهم سازند و اجازه ندهند بيش از اين عده اي با ايجاد فضاي امنيتي  در وزارت خانه و ادارات آموزش و پرورش و محيط مدارس ، شيريني اين روز را به كام همكاران تلخ نمايند و باعث شوند مراسم اين روز در سكوت و فضايي پراز ياس و نا اميدي برگزار شود.

از دولت مهرورز ! انتظار داريم تشكل هاي صنفي فرهنگيان را به رسميت بشناسد و ضمن پرهيز ازبر خوردهاي قهر آميز با فعالان صنفي  از قبيل احكام زنداني ، اعدام ،انفصال از خدمت ، ممنوع التدريس شدن ، تبعيد و.... با تشكل هاي صنفي تعامل نمايد زيرا ما معتقديم كه تشكل ها مي توانند خواسته هاي فرهنگيان را تعديل و منطقي نموده و در حد امكانات كشور آن را مطرح كنند و ياريگر دولت باشند .

همكاران گرامي

امسال نيز همچون سال هاي گذشته ، شاهد برخوردهاي شديد امنيتي و قضايي با فعالان صنفي بوديم . خانواده ي رسول بداقي و هاشم خواستار چشم به راه عزيزاني هستند كه بيش از يك سال است در شرايط نا مطلوب در زندان به سر مي برند و عده اي ديگر از همكاران همچنان تهديد و برخي ديگر به دادگاه ها فرا خوانده مي شوند با اين همه ما همچنان بر اين باوريم كه با  اتحاد و همدلي و با فعاليت صنفي سازمان يافته مي توان پيروز و سربلند بود ؛ مشكلات را مرتفع ساخت و به حقوق تضييع شده خود نايل آمد .           

همكاران آگاه

با عرض تبريك مجدد روز جهاني معلم ، از شما همكاران در سراسر كشور انتظار داريم ضمن پافشاري به خواسته هاي خود از قبيل آزادي معلمان دربند ، به رسميت شناخته شدن تشكل ها و برداشتن موانع از مسير فعاليت آن ها ، لغو احكام زنداني ، تبعيد و ....  فعالان صنفي ، اجراي كامل نظام هماهنگ پرداخت و .... پيشنهاد هاي زير را براي زنده نگه داشتن روز جهاني معلم ،عملي سازيد :

 

1- روز سه شنبه (13 مهر ماه 89) مصادف با( 5 اكتبر ) روز جهاني معلم را به يكديگر تبريك بگوييم و با بردن گل و شيريني به مدرسه، اين روز را گرامي بداريم .

 

2- به هر شكل ممكن نظير جلسه ي شوراي معلمان يا زمان زنگ هاي تفريح در دفتر مدرسه اين روز خجسته را ارج نهيم .

 

كانون صنفي معلمان (طيف صنفي )

7/7 /89

چشم های خود را فدای کامپیوتر نکنید !




 

به نظر می رسد با فراگیرتر شدن بكارگیری كامپیوتر در محل های كار و حتی در خانه ها تعداد كسانیكه از مشكلات چشمی و بینایی (CVS) یا به عبارتی "Computer Vision Syndrome" رنج می برند رو به افزایش باشد.

مهمترین علائم
CVS عبارتند از: خستگی چشم، خشكی چشم، سوزش، اشك ریزش و تاری دید. همچنین ممكن است سبب درد در گردن و شانه ها نیز بشود. بطورکلی می توان گفت CVS
مجموعه ای از علائم چشمی و بینایی است كه بر اثر كار با كامپیوتر ایجاد می شوند. تقریبا 4/3 كسانیكه زیاد با كامپیوتر كار می كنند گرفتار این علائم هستند.

چشم انسان حروف چاپی را بهتر از حروف نمایش داده شده بر روی مانیتور می بینند. علت این امر این است كه حروف چاپی كنتراست بیشتری با صفحه سفید زمینه داشته و لبه های آنها واضح تر است حال آنكه در مورد صفحه مانیتور چنین نیست و لبه ها به وضوح حروف چاپی نیستند. یكی از مهمترین دلایل خشكی و سوزش چشم هنگام كار با كامپیوتر كاهش میزان پلك زدن است. این مسأله به همراه خیره شدن به صفحه مانیتور و تمركز بر روی موضوع كار سبب می شود تا پلك ها مدت بیشتری باز بمانند و در نتیجه اشك روی سطح چشم سریعتر تبخیر می شود. با رعایت توصیه های دهگانه زیر می توان تا حد بسیار زیادی از آسیب های چشمی جلوگیری کرد:

۱. سعی كنید بطور ارادی پلك بزنید.
این كار سبب می شود سطح چشم شما با اشك آغشته شده و خشك نشود. در صورتیكه مشكل شما شدید باشد می توانید از قطره های اشك مصنوعی استفاده كنید.

۲. مركز مانیتور باید حدود ۱۰ تا ۲۰ سانتی متر پایین تر چشمان شما باشد.
این وضعیت علاوه بر اینكه باعث می شود پلك ها پایین تر قرار گیرند و سطح كمتری از چشم در معرض هوا باشد. از خستگی گردن و شانه ها نیز می كاهد. در این موارد هم باید مانیتور را در ارتفاع مناسب قرار داد و هم ارتفاع صندلی را نسبت به میزكار تنظیم كرد بطوریكه ساعد شما هنگام كار با
keyboard
موازی با سطح زمین باشد.

۳. مانیتور خود را طوری قرار دهید كه نور پنجره یا روشنایی اتاق به آن نتابد.
هنگام كار با كامپیوتر سعی كنید پرده ها را بكشید و روشنایی اتاق را نیز به نصف وضعیت معمولی كاهش دهید.

۴. به چشمان خود استراحت دهید.
سعی كنید هر ۵ تا ۱۰ دقیقه چشم خود را از مانیتور برداشته و به مدت ۵ تا ۱۰ ثانیه به نقطه ای دور نگاه كنید. این كار سبب استراحت عضلات چشم می شود. همچنین به شما وقت می دهد پلك بزنید و سطح چشم شما مرطوب شود.

۵. اگر مجبورید كه متناوبا به یك صفحه نوشته و مانیتور نگاه كنید (خصوصا در مورد تایپیست ها) ممكن است چشم شما خسته شود زیرا باید تطابق خود را تغییر دهد. برای جلوگیری از این مسأله سعی كنید صفحه نوشته شده را در حداقل فاصله و هم سطح با مانیتور قرار دهید. برای اینكار می توانید از copyholder
استفاده كنید.

۶. فاصله مانیتور با چشمان شما باید ۵۰ تا ۶۰ سانتی متر باشد.

۷. روشنایی و كنتراست مانیتور خود را تنظیم كنید.
 میزان روشنایی مانیتور باید با روشنایی اتاق هماهنگی داشته باشد. یك روش برای تنظیم روشنایی مانیتور این است كه به یك صفحه وب با زمینه سفید (مثل این صفحه) نگاه كنید. اگر سفیدی صفحه برای شما مثل یك منبع نور است روشنایی مانیتور زیاد است و باید آن را كم كنید. در مقابل، اگر صفحه كمی خاكستری به نظر می رسد روشنایی را زیاد كنید.

8. مشخصات دیگر مانیتور خود را تنظیم كنید.
كیفیت نمایش تصاویر بر روی مانیتور به سه عامل بستگی دارد:
Resolution ، Refresh Rate ، و DotePitch .Refresh Rate نشاندهنده فركانس تجدید تصویر بر روی مانیتور است. فركانس پایین می تواند برای چشم خسته كننده باشد و فركانس های خیلی پایین سبب پرش تصویر می شوند. بهترین Refresh Rate حدود 70 هرتز یا بیشتر است. Resolution یا وضوح تصویر كه به Refresh Rate نیز بستگی دارد به تراكم پیكسل های تصویر بر روی مانیتور گفته می شود. هرچه تعداد پیكسل ها بیشتر باشد جزئیات بیشتری از تصویز دیده می شود. بطوركلی هرچه Resolution بیشتر باشد بهتر است ولی باید به Refresh Rate نیز توجه داشت. گاهی Resolution بالا Refresh Rate
پایین دارند بنابراین باید وضعیتی را انتخاب كرد كه هر دو بیشترین تعداد را داشته باشند.
Dot Pitch بر sharpness تصویر مؤثر است و هر چه عدد آن كمتر باشد تصویر sharpتر است. بیشتر مانیتورها dot pitch بین 25/0 تا 28/0 میلی متر دارند. 28/0 میلی متر یا كمتر عدد مطلوب است. Refresh Rate و Resolution را در ویندوز می توانید در Display Properties تنظیم كنید ولی dot pitch
قابل تنظیم نیست.

9. اگر علی رغم رعایت توصیه های گفته شده باز هم دچار علائم هستید می توانید از عینك های مخصوص استفاده كنید زیرا گاهی مشكل در دید متوسط است. ما بطور معمول كمتر از دید متوسط استفاده می كنیم زیرا بیشتر اوقات یا اشیاء دور را نگاه می کنیم و یا اشیاء نزدیك. ولی مانیتور كامپیوتر دقیقا در فاصله ای از چشم قرار می گیرد كه مربوط به دید متوسط است. برای دریافت عینك مناسب كامپیوتر به چشم پزشك مراجعه كنید.

10. هنگام كار با كامپیوتر سعی كنید گردن خود را راست نگهداشته و شانه را عقب بدهید.
قوز كردن هنگام كار طولانی با كامپیوتر سبب دردهای گردن و شانه ها می شود. كاملا پشت خود را به صندلی بچسبانید. همچنین ارتفاع صندلی خود را طوری تنظیم كنید كه كف پاها روی زمین قرار داشته و زانوی شما در زاویه ۹۰ درجه قرار داشته باشد.
Keyboard و Mouse باید پایین تر از آرنج و نزدیك دستان شما قرار داشته باشد.



:: نکات بهداشتی در موقع کار با کامپیوتر ::


همه افرادی که با کامپیوتر کار می کنند باید پس از مدتی به نقطه ای دور نگاه کنند تا چشمانشان دچار خستگی نشود.. در ضمن جهت انجام کار با کامپیوتر، وجود نور کافی لازم و ضروری است و استفاده طولانی مدت از کامپیوتر باعث خستگی و تحریک چشم شده و ممکن است باعث سر درد شود.

جهت جلوگیری از عوارض بالا باید صفحه کلید و سطح کار متحرک قابل تنظیم باشد و حرکات دست در محدوده طبیعی باشد یعنی مچ دست ها صاف باشد و دست به طرف داخل و خارج خم نباشد.

وقتی می خواهیم از روی صفحه ای تایپ کنیم باید آن صفحه در ارتفاع مانیتور و درست در کنار آن باشد تا با حرکات کمتری بتوان هر دو را در میدان دید، داشته باشیم کاربر باید در خانه و محل کار ورزش ها و نرمش های لازم را انجام دهد. فشارهای روانی نیز در بروز دردهای اسکلتی سهم بسزایی دارند کاربر نباید بطور مستمر پشت دستگاه بنشیند و باید هر چند مدت یکبار قدم بزند و به دور دست نگاه کند. از زیر پایی حتماٌ استفاده کنید. در صفحه کلیدهای پیشرفته، جایی برای تکیه و استراحت مچ دست دارند که بسیار مفید می باشند. صفحه کلید را کمی به طرف جلو مایل کنید، از میز و صندلی با لبه نرم و قابل اتکا استفاده کنید.

یادمان باشد که ...




 

یادمان باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود، خودش سایه ای ندارد.

یادمان باشد که :
هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمان باشد که :
زخم نیست آنچه درد می آورد، عفونت است.

یادمان باشد که :
در حرکت همیشه افق های تازه هست.

یادمان باشد که :
دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.

یادمان باشد که :
آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند.

یادمان باشد که :
حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند، یادمان باشد که که دلی نو بخریم.

یادمان باشد که :
فرار؛ راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادمان باشد که :
باور هایم شاید دروغ باشند.

یادمان باشد که :
لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.

یادمان باشد که :
آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند.

یادمان باشد که :
لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.

یادمان باشد که :
محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادمان باشد که :
برای دیدن باید نگاه کرد، نه نگاه !

یادمان باشد که :
اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

یادمان باشد که :
دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند.

یادمان باشد که :
تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است.

یادمان باشد که :
هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.

یادمان باشد که :
آرامش جایی فراتر از ما نیست.

یادمان باشد که :
من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.

یادمان باشد که :
برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود !

یادمان باشد که :
در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادمان باشد که :
لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم.

یادمان باشد که :
سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند، هر کسی سهم خودش را می آفریند.

یادمان باشد که :
آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.

یادمان باشد که :
پیش ترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.

یادمان باشد که :
آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

یادمان باشد که :
نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم.

یادمان باشد که :
من از این به بعد هستم، نه تا به حال.

یادمان باشد که :
هرگر به تمامی ناامید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

یادمان باشد که :
غیر قابل تحمل وجود ندارد.

یادمان باشد که :
گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.

یادمان باشد که :
خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود.

یادمان باشد که :
با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک.

یادمان باشد که :
بجز خاطره ای هیچ نمی ماند.

یادمان باشد که :
وظیفه ی من اینست: حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.

یادمان باشد که :
منتظر ِ تنها یک جرقه است، انبار مهمات.

یادمان باشد که :
کار رهگذر عبور است، گاهی بر می گردد، گاهی نه.

یادمان باشد که :
در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.

یادمان باشد که :
همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است.

یادمان باشد که :
امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.

یادمان باشد که :
به جستجوى راه باشم، نه همراه.

یادمان باشد که :
هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.

یادمان باشد که :
با یک ایمیل در مورد کسی قضاوت نکنیم! حتی اگر با اون ایمیل مخالف بودیم!

یادمان باشد که ... خاطرمان تنها نماند ...


راههای سالم بودن

سالم بودن در گروی رفتارهای كوچكی مثل راه رفتن، دیدن یك فیلم‌ خوب، نوشیدن یك فنجان چای یا قهوه و... است. در اینجا 8 رفتار را به شما معرفی می كنیم كه تحقیقات علمی نشان داده عمل به آنها ضامن سلامت شماست.

1. پیاده روی کنید: طبق تحقیقاتی که در ماه مارس 2008 میلادی انجام شد، انجام فعالیت های روزانه سبب انتقال انرژی و شادی به ویژه به زنان می شود. به گفته محققان دانشگاه لوییزیانا استیت و دانشگاه جورجی پیاده روی سبک 10 دقیقه ای در روز می تواند سبب افزایش 20 درصدی انرژی و کاهش 65 درصدی خستگی شود.

2. مراقب چشم هایتان باشید: طبق تحقیقاتی که در ماه اکتبر 2007 میلادی توسط پژوهشگران دانشگاه
Tuffs به انجام رسید و مشروح آن در مجله the American Journal af Clinical nutrition
چاپ شد، مصرف مواد غذایی با اندیس گلیسمی بالا مثل سیب زمینی و غلات و حبوبات تصفیه شده می تواند احتمال ضعف ماهیچه ای چشم را افزایش داده و زمینه ساز ابتلا به کوری در سالمندی شود.

3. یک فیلم خوب ببینید: تحقیقات پژوهشگران دانشگاه لوماایندا در سال 2008 میلادی نشان داده است افرادی که عادت به دیدن فیلم های کمدی دارند، میزان کورتیزول و آدرنالین، دو هورمون استرس در خون شان به ترتیب 39 و 70 درصد پایین تر از این میزان در سایر افراد است.

4. آرام باشید: طبق بررسی هایی که در ماه آوریل 2008 میلادی توسط پژوهشگران دانشگاه دنور انجام شد، 30 درصد از زنان معمولا همیشه عصبانی هستند. این در حالی است که عصبانیت یکی از فاکتورهای افزایش فشارخون، افزایش ضربان قلب و مسبب آزادسازی هورمون استرس است که خود زمینه ساز ناراحتی های قلبی و افسردگی است.

5. چربی های دور شکم را آب کنید: طبق نتایج اخیر بررسی های پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا که مشروح آن در مجله نورولوژی به چاپ رسیده است افزایش چربی های دور شکم در 40 سالگی می تواند احتمال ابتلا به زوال عقل را در 70 سالگی افزایش دهد. در ضمن احتمال ابتلای این افراد به دیابت و ناراحتی های قلبی 3 برابر سایر افراد با وزن متعادل است.

6. کلسترول خون تان را پایین آورید: اگر احساس می کنید کلسترول خون تان بالاست، به یک متخصص مراجعه کنید تا آن را کاهش دهید. تحقیقات پژوهشگران دانشگاه میشیگان نشان داده است میزان کلسترول خون بالا در 45 درصد افرادی که به پزشک مراجعه می کنند طی 8 ماه 15 درصد کاهش می یابد، پزشکان معمولا به شما توصیه می کنند روزانه 10 تا 25 گرم فیبر محلول در روز مصرف کنید و مواد غذایی ای مثل میوه و سبزیجات را در برنامه غذایی خود حتما قرار دهید.

7. ماست بخورید: بررسی های پژوهشگران ژاپنی نشان داده افرادی که عادت به مصرف موادغذایی حاوی اسیدلاکتیک مثل ماست دارند کمتر به بیماری های لثه، افتادن دندان ها و ناراحتی های قلبی دچار می شوند. به نظر می رسد لاکتوباسیل های موجود در این نوع موادغذایی از رشد باکتری هایی مضر در دهان پیشگیری می کند.

8. قهوه بنوشید: بررسی هایی که در ژانویه 2008 میلادی توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی هاروارد انجام شده نشان داده است، مصرف بالای قهوه می تواند احتمال ابتلا به سرطان تخمدان به ویژه در زنان یائسه را کاهش دهد. با این حال در صورتی که باردار هستید، مصرف قهوه را کاهش دهید زیرا می تواند سبب سقط جنین شود.

منبع :
salamatiran
 

فهرستی از نام های اصیل ایرانی + معنا( 1 )



 

آبان دخت: دخترآبان ، نام زن داریوش سوم
آبتین: نام پدر فریدون پادشاه پیشدادی
آتوسا: قدرت و توانمندی - دختر کورش وزن داریوش اول
آفر: آتش - ماه نهم سال شمسی
آفره دخت: دختر آتش - دختری که در ماه آذر به دنیا آمده است .
آذرنوش‌: شیرین و دل انگیز
آذین: زیور، طاق نصرة‌، تزئین ، آرایش
آراه: نام فرشته موکل روز بیست و یکم ازماه پنجم درآئین زردشت
آرزو: کام ، مراد ، معشوق ، امید
آرش: درخشان ، آفتاب ، جد بزرگ اشکانیان - پهلوان کمانگیر ایرانی در لشگرمنوچهر
آرتین: عاقل و زیرک,نام پهلوان ایران در زمان منوچهر پادشاه پیشدادی
آرتام: والی فریگه در زمان کوروش هخامنشی
آرتمن: نام برادر بزرگ تر خشایار شاه پسر داریوش شاه
آرشام: بسیار قوی - پدر بزرگ داریوش بزرگ هخامنشی
آرمان: آرزو - خواهش - امید
آرمین: آرام گرفتن - پسر کیقباد پادشاه پیشدادی
آرمیتا: آرامش یافته ، کلمه ای زردشتی است
آریا فر: دارنده شکوه آریائی
آریا: آزاده نجیب - یکی از پادشاهان ماد - مهمترین نژاد هند و اروپائی
آریا مهر: دارنده مهر ایران - از سرداران داریوش سوم
آرین: سفید پوست آریائی
آزاده: دلیر و بی باک ، رها
آزرم: شرم ، مهر ، محبت ، عشق
آزرمدخت: یکی از ملکه های ساسانی
آزیتا: آزاده
آناهیتا: الهه آب
آونگ: شبنم - نام کردی
آهو: شاهد ، معشوق، یکی از همسران فتحعلی شاه قاجار
آیدا: شاد، ماه - نام تذکمنب

اتسز: لاغر و استخوانی - از پادشاهان خوارزم
اختر: ستاره ، علم ، درفش
ارد: خیر وبرکت ، فرشته نگهبان ثروت - نام چند تن از پادشاهان اشکانی
ارد شیر: شیر زیبا - اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانیان
اردوان: نام پادشاهان معروف اشکانی
ارژن: درختی با چوب بسیار سخت و محکم - نام کردی
ارژنگ: آرایش - کتاب مانی نقاش - دیوی که رستم در هفتخوان اورا کشت
ارسلان: شیر، دلیر و شجاع - نام پادشاه سلجوقی
ارغوان: نام درختی با گل و شکوفه های سرخ رنگ
ارمغان: هدیه ، تحقه ، سوغات
ارنواز: نوازش شده اهورا - دختر جمشید شاه پیشدادی
اروانه: نام گلی کوهی است - نامی کردی
استر: ستاره - بردارزاده مردخای وزن خشایارشاه
اسفندیار: پاک آفریده شده - پسر گشتاسب که بدست رستم کشته شد
اشکان: منسوب به اشک - بنیانگذار سلطنت پارتها
اشکبوس: پهلوان کوشانی که به کمک افراسیاب آمد، اما به دست رستم کشته شد
افسانه: داستان ، سرگذشت ، حکایت گذشتگان
افسون: سحر و جادو ، حیله و تزویر
افشین: با همت .
امید: انتظار ، آرزو
انوش (‌ آنوشا): استوار و جاوید - دخترمهرداد ششم
انوشروان: دارنده لوح جاویدان - لفب خسرو اول پادشاه ساسانی
اورنگ: عقل و کیاست ، تخت پادشاهی
اوژن: شکست دهنده ، دشمن برانداز
اوستا: نام کتاب آسمانی زردشت
اهورا: صاحب ، فرمانروای دانا
ایاز: بزرگ و پاینده - نام غلام ترک سلطان محمود غزنوی
ایران: محل زندگی آریائیها
ایراندخت: دختر ایران
ایرج: یاری دهنده آریائیها - پسرفریدون ، پادشاه و پهلوان ایرانی
ایزدیار: کشی که خداوند یار اوست

بابک: پدر کوچک ، جد اردشیر ، پسر ساسان
باپوک: کولاک ، نامی کردی
باربد: پرده دار ، موسیقی دان و نوازنده دربار خسرو پرویز
بارمان: لایق - نام سردار افراسیاب
بامداد: پگاه ، سپیده دم - نام پدر مزدک
بامشاد: کسی که در سحرگاهان شاد است - نوازنده مشهور دربار ساسانیان
بانو: خانم ، ملکه ، لقب آناهیتا الهه نگهبان آب
بختیار: خوشبخت ، خوش اقبال - استاد رودکی در موسیقی
برانوش: مهندس رومی که پل شوشتر را در زمان شاپور ساسانی
بردیا: پسر کورش و برادر کمبوجیه
برزو: بلند قامت - پسر سهراب و نوه رستم دستان
برزویه: طبیب مشهور انوشیروان و مترجم کلیله ودمنه از هندی به پهلوی
برزین: بلند و تنومند - ازپهلوانان ایران - نام پسر گرشاسب
برمک: از وزیران ساسانی - نام اجداد و نگهبانان آتشکده بلخ
بزرگمهر: خورشید بزرگ - نام وزیر دانشمند انوشروان ساسانی
بنفشه: گلی رنگارنگ و زینتی با عمر نسبتا طولانی
بوژان: رشد کرده - نامی کردی
بویان: خوشبو - مامی کردی
بهار: شکوفه و گل - سه ماه اول سال شمسی
بهارک: بهار کوچولو
بهاره: بهاری
بهتاش: خوب ومانند
بهداد: نیک آفریده شده
بهرام: پیروز ، ایزد پیروزی درآئین زردشت ، لقب برخی از پادشاهان ساسانی
بهدیس: خوش رنگ ، خوشگل
بهرخ: زیبا چهره ، قشنگ
بهرنگ: خوش رنگ
بهروز: خوشبخت ، نیکبخت
بهزاد: نیک نژاد - مینیاتوریست مشهور صفویان - نام اسب سیاوش
بهشاد: خوشحال وشاد
بهمن: نیک اندیش - برف انبوه که از کوه فرو ریزد - جانشین اسفندیار
بهناز: خوش ناز‌، باناز ، طناز
بهنام: نیک نام

بيانبه كانون صنفي معلمان به مناسبت روز جهاني معلم ( 13 مهر/5 اكتبر/2010)

 

به نام خداوند جان و خرد

 

 

 

بهسازي با معلمان آغاز مي گردد*

درآستانه روز جهاني معلم ( 13 مهر/5 اكتبر ) و در هفته دوم از آغاز سال تحصيلي،كانون صنفي معلمان به عنوان يك نهاد صنفي،وظيفه ي خود مي داند ديدگاه ها و انتقادات خود نسبت به روند كلي آموزش و پرورش را با همكاران،مسئولان آموزش و پرورش و كشور در ميان گذارد. از نگاه ما آموزش و پرورش و مسائل آن فراتر از محدوده ي يك وزارت خانه است وحل مشكلات روز افزون آن نياز به عزمي ملي دارد . تنها در چنين شرايطي است كه معلمان،جايگاه و منزلتي مي يابند درخور مسئوليت سترگي كه بردوش گرفته اند. با آغاز هرسال تحصيلي،ميليون ها كودك و نوجوان به مرحله ي نويني از زندگي خود پا مي گذارند. به ويژه نوباوگاني كه براي نخستين بار آكنده از هيجان ، هراس و اميد از محيط كوچك و مآنوس خانواده به فضاي بزرگتر و ناشناخته مدرسه گام مي گذارند. از شادباش هاي رسمي و رسانه اي كه بگذريم به عنوان دست اندركاران تعليم و تربيت كشور،فعالان صنفي و البته والديني كه در تلاشند تا اندكي ژرف تر به شرايط آموزش و پرورش كشور بينديشند،نمي توانيم نگراني خود را از سرنوشت اين كودكان ابراز ننماييم.

به عنوان معلم متاسفيم از اينكه در سامانه اي آموزشي فعاليت مي كنيم كه رشد و شكوفايي همه جانبه ي انسان را به فراموشي سپرده است و فرصت هاي آموزشي نه براساس برابري انسان ها كه بر مبناي موقعيت و طبقه اقتصادي و اجتماعي در اختيارشان قرار مي گيرد. آموزش و پرورشي كه نقش محوري معلم را ناديده مي گيرد و با نگاهي بخشنامه اي و يك سويه معلمان را در پايين ترين سطح هرمي قرار مي دهد كه در راس و سطوح مياني آن مديران عموما سياسي،پياپي در حال رفت و آمدند.

نيز متاسفيم كه در يك نظام آموزشي متمركز و متكي به كتاب درسي واحد،كتاب هايي را تدريس مي كنيم كه سال به سال القائات ايدئولوژيك و سياسي – جناحي خاص،در آن ها رخنه بيشتري مي يابد و ذهن كودكان ما را با تفكر علمي و انتقادي بيگانه مي سازد. با حجم بالاي مطالب و تكيه صرف بر حافظه،توان تجزيه و تحليل،ارزشيابي و نوآوري را از آن ها مي گيرد. كتاب هايي كه نه تنها يكي از زيبايي هاي جامعه ايراني يعني تنوع فرهنگي،قومي،زباني و ... در آن ها ديده نمي شود بلكه به نقش موثر زنان در جامعه كنوني ايران بي اعتنا مي ماند و يا كم ترين اهميت را به آن مي دهد.
به عنوان فعالان صنفي و مدني براين باوريم آموزش و پرورش ما به دليل ضعف و بي ثباتي مديريت،كسري بودجه مزمن و بي توجهي به برنامه اي بلند مدت،رسالت خود در تربيت اجتماعي دانش آموزان را به فراموشي سپرده است،ارتباط سازنده اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي خود با جامعه را از دست داده و از همگامي با تحولات جهاني آموزش و پرورش بازمانده است. نظام آموزشي ما نقش موثر و از پيش انديشيده اي در آموزش مهارت هاي زندگي،چگونگي مقابله با آسيب هاي اجتماعي،آموزش حقوق شهروندي و سياسي به جوانان كشور ندارد. فارغ التحصيل آن،نه تنها مهارت هاي اجتماعي لازم را ندارد بلكه آمادگي براي ورود به بازار كار را نيز كسب نمي نمايد. با كاركردهاي نوين آموزش و پرورش جهاني مانند آموزش محيط زيست،حقوق شهروندي و مردم سالاري و استفاده از فن آوري هاي نوين اطلاعات و ارتباطات در آموزش نيز بيگانه است. بي سبب نيست كه علي رغم همه ي آسان گيري هايي كه براي عبور دانش آموزان از مقاطع تحصيلي مختلف در نظر گرفته مي شود،ميزان افت تحصيلي همواره رو به افزايش بوده و مدرسه به محيط كسالت باري براي دانش آموزان تبديل شده است كه بيشتر آن ها در پي گريز از فضاي بسته آن مي باشند. ناچاريم جملاتي را كه دست كم در يك دهه ي گذشته بارها تكرار كرده ايم بار ديگر بيان نماييم: نگاه مديران ارشد كشور به آموزش و پرورش به عنوان يك دستگاه مصرفي،قرار دادن آن در رده هاي آخر از نظرتخصيص بودجه و بي توجهي در به كارگيري نيروهاي متخصص در سطوح مختلف آن،پيامدهاي منفي گسترده اي را در سطح جامعه ايجاد نموده و خواهد نمود. پيامد هايي مانند افت تحصيلي و ترك تحصيل گسترده،ضعف مهارت هاي اجتماعي كه نتيجه آن آسيب هاي اجتماعي از قبيل گسترش خشونت،اعتياد، طلاق در خانواده هاي جوان،بزهكاري به ويژه در ميان نوجوانان و جوانان،رشد پديده اي به نام كودكان كار،احساس ناكامي و افسردگي تنها بخشي از آن هاست. ناگفته پيداست هزينه هاي مادي و معنوي رويارويي با چنين آسيب هايي ده ها و شايد صدها برابر بودجه اي است كه بايد به آموزش و پرورش اختصا ص داده شود. نگرانيم عليرغم پيشرفت فن آوري هاي نوين ارتباطي و ورود مستقيم و غير مستقيم آن ها به عرصه آموزش كه تاثير گذاري و انتقال ارزش ها به مردم سراسر جهان به ويژه كودكان و نوجوانان را درپي دارد،دستگاه تعليم و تربيت كشور ما همچنان ساختار سنتي خود را حفظ نموده است. از تعاملي پويا و سازنده با جامعه ي ايراني و جهاني بازمانده، روز به روز در تربيت نسل هايي كه بناست حافظ فرهنگ و هويت ملي اين كشور باشند،نقش حاشيه اي تري ايفا مي نمايد. نتيجه ديگر اين شرايط مي تواند كاهش شديد شوق يادگيري وعلم آموزي و تمايل به گريز هرچه بيشتر از محيط هاي آموزشي و تلاش براي كسب مدرك به هر وسيله ي ممكن باشد. ما ايمان داريم راه برون رفت كشور از بسياري مشكلات فرهنگي،اجتماعي و اقتصادي كه هم اكنون درگير آن است پرداختن به آموزش و پرورش در يك چارچوب ملي و ايجاد تحولات ساختاري و محتوايي بنيادي در آن است. بديهي است انجام كارهاي عامه پسند مانند تغيير نام مقاطع تحصيلي،افطاري دادن وتكريم هاي كلامي تكراري از معلمان،مشكلات آموزش و پرورشي را كه دانش آموزان،معلمان و به عبارتي بخش هاي گسترده اي از جامعه از آن ناراضي اند را حل نخواهد نمود. به طريق اولي سركوب نهادهاي صنفي منتقد و بازداشت معلمان معترض چاره ي دردهاي آموزش و پرورش نيست،سهل است حضور معلمان دلسوزي همچون رسول بداقي ، هاشم خواستار،محمد داوری،عبداله مومنی و... در زندان در روزي كه به نام معلمان جهان نام گذاري شده است برجان و روان فرهنگيان اندوهي گران،همراه با حسي از نارضايتي و ناامنی شغلی برجای می گذارد.
سخني با وزير محترم آموزش و پرورش:

"من امروز آمده ام تادر اين وزارت خانه دست معلم را بگيرم و او را به قله برسانم"
در مدت ده ماهه ي وزارت شما،بارها شاهد و شنونده جملاتي از اين دست بوده ايم؛اما در راستاي عملي نمودن آن ها كار موثر و برجسته اي نديده ايم . در ميان اقدامات شما دراين مدت شايد بتوان تنها از بيمه طلايي نامي به ميان آورد كه تا حدودي رضايت خاطر نسبي فرهنگيان را درپي داشته است. اما رسيدن به اهداف بلندي كه بسيار عنوان نموده و مي نماييد راهكارهايي بنيادين و ساختاري مي خواهد كه در آموزش و پرورش نهادينه گردد و با تغيير وزير يا دولت به دست فراموشي سپرده نشود. در زير چند نمونه از پيشنهاداتي كه در قوانين و آيين نامه هاي فعلي موجود است اما توجهي به آن ها نمي شود را مطرح مي نماييم:

1. طرح مديريت انتخابي مدرسه و مناطق آموزش و پرورش: همان طور كه مي دانيد براساس اين طرح مدير مدرسه با راي معلمان انتخاب مي شود. بنا بر اين بود كه طرح،گسترش يافته تا انتخابي شدن مسئولان مناطق نيز پيش برود. با روي كار آمدن دولت نهم اين برنامه كنار گذاشته شد و وزيران مختلف اين دولت هيچ گونه تمايلي به اجراي آن نداشتند چه رسد به گسترش آن. اگرچه اين طرح به تنهايي تغييري اساسي در آموزش و پرورش ايجاد نمي نمايد ليكن تا حدودي بر جايگاه آموزگاران و ارزش و انگيزه آن ها مي افزايد . اكنون كه وزير محترم دغدغه ي جايگاه معلمان را دارد مي تواند اين طرح را احيا نموده و به طور جدي به اجراي آن اهتمام نمايد.

2. تقويت جامعه مدني و تشكل ها : سند ملي آموزش و پرورش كه شما نيز بارها از آن سخن گفته ايد، نقش برجسته و قابل تاملي براي جامعه مدني فرهنگيان در نظر گرفته است . از سياست گذاري و برنامه ريزي در آموزش و پرورش گرفته تا نظارت بر امور و ارزشيابي عملكرد مسئولان: "مشاركت معلمان در توليد طرح ها و برنامه هاي تربيتي و اصلاحي،توليد محتوا،تصميم گيري ها در سطح مدرسه،مناطق و كشور از طريق تشكل ها و انجمن هاي علمي و حرفه اي" در اين كه وجود جامعه ي مدني نيرومند،مبناي افزايش جايگاه فرهنگيان است،شكي وجود ندارد. بنابراين،چنان چه به راستي دغدغه ي بالا بردن جايگاه معلمان وجود دارد يكي از بهترين كارها،تقويت اين گونه نهادها و انجمن ها مي باشد.
3. تقويت شوراي معلمان: در حال حاضر شوراي معلمان مدارس به شكل كاملا نمايشي و بي اثر در هر سال تحصيلي حدود سه يا چهار جلسه برگزار مي كند كه به دليل بي انگيزگي شركت كنندگان،فاقد هرگونه كارآيي است. به نظر مي رسد مشكل اساسي اين شورا،نداشتن جايگاه در ساختار مديريتي مدرسه باشد. به عبارت ديگر براي نظرات و تصميمات احتمالي معلمان در اين شورا،هيچ گونه ضمانت اجرايي وجود ندارد. پيشنهاد مي شود در چارچوب قوانين موجود،مصوبات اين شورا جنبه اجرايي يافته و افزون براين،با گسترش و تقويت شوراهاي معلمان در سطح مناطق،استان ها و كشور،اين نهاد مهم آموزش و پرورش از محاق بيرون آيد و جايگاه واقعي خود را بيابد. نبايد فراموش كرد كه شوراي معلمان مي تواند و بايد در برنامه ريزي هاي آموزشي و تربيتي مدرسه،تصميم گيرنده اي مهم باشد.

4. مقابله با تضعيف نقش پرورشي معلمان : بي ترديد هر معلمي داراي دو نقش آموزشي و پرورشي است و مستقيم و غير مستقيم بر شكل گيري انديشه و شخصيت دانش آموز تاثير مي گذارد. مدت هاست با پا فشاري بر پديده اي به نام مربي تربيتي و به تازگي،حضور روحانيون در مدرسه،به نظر مي رسد معلمان را فقط براي ارائه ي آموزش هاي تخصصي مي خواهند. وزير محترم مي تواند با موضع گيري در مقابل اين روند و با دستورهاي روشن،اين تصور درست و ارزشمند خود را جامه ي عمل بپوشاند كه : "تحول واقعي در آموزش و پرورش با محوريت معلم شكل مي گيرد،همه چيز فرع است."

كانون صنفي معلمان
11 /7/1389

 

*شعارEI(سازمان آموزش جهانی)برای روز جهانی معلم سال 2010

 

روستای در چین

عکس زیبا از طبیعت

نمونه ای از یک حقیقت تلخ


ماجرای حقیقی و غم انگیز دختر 22 ساله و لیسانسه ای که در خانه های مردم کار می کند


در چشمانش نگرانی موج می زند. نگران گریه های بی تابی نگــار است. نگران حرف و حدیث هایی است که پشت سرش در آورده اند. نگران نگاه های سنگین نامردان روزگار است. نگران آزادی امیــر است و از همه بیشتر نگران این است که آیا برای فردا کار گیرش می آید یا باید سر گرسنه روی بالش بگذارد !

دستکش هایش را از دستانش در می آورد. پوست دستش که بر اثر گرمای داخل دستکش پیر و چروک شده است را زیر آب سرد می برد تا شاید کمی از سوزش و خارش آنها بکاهد. تاولهای ریزی که لابلای انگشتانش زده شده دستانش را متورم و دردناک کرده است. به دستانش که نگاه می کنی تصور می کنی با زنی 40 ساله مواجه هستی اما وقتی چشمانت را بر روی صورتش خیره می کنی تازه متوجه می شوی با دختری کم سن و سال با صورتی ریز نقش که سنش را کمتر از حد واقعیش نمایش می دهد طرف هستی.

دختری 22 ساله که به تازگی لیسانسش را در رشته روانشناسی گرفته است و اگر مشکلی در زندگیش وجود نداشت قصد داشت با امتیاز شاگرد اولیش ادامه تحصیل دهد و فوق لیسانسش را هم بگیرد.اما حیف که سرنوشت برایش چیز دیگری رقم زده بود و تک دختر خانواده برای حفظ آبروی خود و همسرش مجبور به کلفتی در خانه های مردم شده بود.

با اینکه سن و سال زیادی نداشت اما تجربه های همین چند سال زندگی مشترک باعث شده بود آنقدر در زندگی پخته شود که متوجه باشد آبروی همسرش آبروی خود و زندگیش است و برای حفظ آن باید تا پای جانش تلاش کند. اینها را می توان از درد و دلی که شاید ماهها بر روی سینه اش سنگینی می کرد و نمی توانست آن را با آشنا و یا دوستی مطرح کند و مجبور شده برای غریبه ای که در خانه اش کلفتی میکند بیان کند فهمید.

از 16 سالگی همسر فعلی اش خواستگار پر و پا قرصش بود ولی پدر و مادرش حتی اجازه خواستگاری به او را هم نمی دادند. وقتی هم که درسش تمام شد و وارد دانشگاه شد خانواده اش به این وصلت رضایت نمی دادند. حرفشان این بود که پسره نه تحصیلات دانشگاهی دارد و نه سربازی رفته است. علاوه بر اینها از خودش خانه مستقلی ندارد و باید در آپارتمان پدرش زندگی کند. اما بالاخره با رضایت دختر و اصرار پسر خانواده اش تن به این وصلت داد اما با پسر شرط کردند که دخترشان در زندگی از گل نازکتر نشنود و همه امکانات رفاهی برایش مهیا باشد.

تا اینجای داستان چشمان دخترک برق خاصی داشت که ناشی از یادآوری خاطرات خوب زندگیش بود اما به ناگه برق چشمانش با آه سوزناکی که از سینه اش بیرون داد کدر شد ...

دخترک ادامه داد: آنقدر زندگیمان خوب بود و با آمدن نگار دخترم بهتر شد که پدر و مادرم کم کم باور کردند که در تصمیمشان در ازدواج من و امیر اشتباه نکردند. البته من همیشه از دست نیش و کنایه های خانواده همسرم دل چرکین بودم اما همه آنها را به حساب کهولت سن و بی حوصلگی می گذاشتم و به خانواده ام هیچ چیز نمی گفتم تا اینکه یک روز با یک زنگ تلفن ورق زندگیم برگشت و از این رو به آن رو شد.

امیر با پسری 20 ساله تصادف کرده بود و پسر در دم جان باخته بود. با اینکه قتل غیر عمد تشخیص داده شد اما به خاطر عدم رضایت خانواده پسر و نداشتن پول دیه امیر راهی زندان شد و من و نگار 7 ماهه ماندیم به امان خدا. قرار گذاشتیم به خانواده هایمان بگوییم که امیر به ماموریت کاری رفته است و شاید بازگشتش به طول بیانجامد اما این تازه اول بدبختی من بود. امیر که در زندان بود و دستش از همه جا کوتاه و من هم بیکار با یک بچه نوزاد. یک ماه را با پس انداز اندکم سپری کردم اما برای ماه بعد معطل مانده بودم.

تصمیم گرفتم سراغ کار بروم. به هر جا فکر کنید سر زدم. از مهد کودکها تا مدارس و مراکز مشاوره. اما همه می گفتند این چند ساله آنقدر فارغ التحصیل روانشناسی داشته اند که هیچ کاری برای من نمانده است. ماه دوم هم به نیمه رسید اما من هنوز بیکار بودم و نگار هم به یک سری وسایل و لباس احتیاج داشت. چند بار وسوسه شدم که به خانواده ام جریان را بگویم اما مطمئن بودم همین اطمینان اندکی را هم که به امیر پیدا کرده اند از دست خواهند داد و دیگر اجازه زندگی من و امیر را با هم نمی دهند.

بالاخره دل به دریا زدم و در محله های دورتر از خانه خودمان اعلامیه کار در منزل بر روی دیوارها چسباندم. اوایل خیلی کم با من تماس می گرفتند اما کم کم که به کارم آشنا شدند مشتری پیدا کردم. اوایل نگار را هم با خودم با خانه های مردم می بردم اما متوجه شدم که مردم دلشان می خواهد من شش دنگ حواسم پیش کار باشد و به نگار توجه نکنم برای همین هر روزی که به سر کار می رفتم نگار را به بهانه پروژه دانشگاهی پیش مادرم می گذاشتم.

فشار کار و متلکهای صاحب کاران از یک طرف و شک مادر شوهرم از نبود من در خانه از طرف دیگر باعث شد چند بار تصمیم بگیرم که این کار را رها کنم اما برای اینکه کمی خیال امیر را در زندان راحت کنم به او گفته بودم نزد یکی از اساتید دانشگاه کار می کنم. برای همین مجبور به ادامه این کار با مشقت هایش شدم.

وقتی از سختیهای کارش پرسیدم اشک در چشمانش حلقه زد و گفت: خیلی ها به یک دختر جوان فقط به چشم یک کارگر خانه نگاه نمی کنند و انتظارات بی جای دیگری هم از آدم دارند. از همه بیشتر این نگاه های سنگین و این انتظارات مرا زجر می دهد. من اگر می خواستم چنین کارهایی بکنم که این همه سختی کار کردن را به دوش نمی کشیدم اما خانواده امیر همین فکر را در مورد من می کنند و برایم خط و نشان کشیده اند که اگر باز هم از خانه بیرون بروم آنها مرا از خانه خودم بیرون می اندازند و دیگر مرا به عنوان عروسشان قبول ندارند. اما شما به من بگویید چه کار کنم تا هم بتوانم در خانه باشم و هم بتوانم خرجی زندگیم را در بیاورم؟

دستانش را در دستم می گیرم تا شاید کمی او را تسلی خاطر دهم اما این کار من باعث شد که اشکانش سرازیر شود و با ناامیدی بگوید: من نمی دانم امیر تا کی باید در زندان بماند و چگونه باید پول دیه او را فراهم کنم. خانواده پسر هم به هیچ صراطی مستقیم نیستند. شبها آنقدر خسته ام که حتی توان شیر دادن به نگار را هم ندارم و بی حوصله می شوم و با کوچکترین گریه نگار او را دعوا می کنم.

همانطور که اشکهایش از چشمایش سرازیر است از من عذر خواهی می کند و دوباره دستکش هایش را بر دست می کند و مشغول به کار می شود. در چشمانش نگرانی موج می زند. نگران گریه های بی تابی نگــار است. نگران حرف و حدیث هایی است که پشت سرش در آورده اند. نگران نگاه های سنگین نامردان روزگار است. نگران آزادی امیــر است و از همه بیشتر نگران این است که آیا برای فردا کار گیرش می آید یا باید سر گرسنه روی بالش بگذارد ...


برگرفته از گزارش سرویس اجتماعی جهان نیوز (لینک)

گلواژه های ناب و پرمحتوای زندگی




دو چیز را همیشه فراموش كن:

خوبی كه به كسی می كنی

بدی كه كسی به تو می كند


همیشه به یاد داشته باش:

اگر در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار

اگر در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار

اگر در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار

اگر در نماز ایستادی دلت را نگه دار


دنیا دو روز است:

یك روز با تو و یك روز علیه تو

روزی كه با توست مغرور مشو

و روزی كه علیه توست مایوس نشو

چرا كه هر دو پایان پذیرند


آموختن را بکار ببند:

به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه ندارد

به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد

به دلت بیاموز كه هر عشقی ارزش پرورش ندارد


سه چیز را از هم جدا كن:

عشق، هوس و تقدیر

چون اولی مقدس است و دومی شیطانی

اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی

در دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را برطرف میكنند، پدر و مادرت و نفر سومی كه خودت پیدایش میكنی، مواظب باش كه از دستش ندهی و بدان كه تو هم برای او نفر سوم خواهی بود چرا که در ترسیم تقدیرت نیز نقش خواهد داشت.

چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تو هستند
چگونه از آنها استفاده میكنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟

بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی
هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكی اش جبران شود.

هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان
چون همه اینها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.

همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن
آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی، كارها به خوبی پیش می روند.

از خدا خواستن عزت است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.

از خلق خدا خواستن خفت است
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.

هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه برای او غیر ممكن وجود ندارد
و تمام غیر ممكن ها فقط برای کسانیست که
از ایمــان دل بریده اند و امیــد را به دل راه نمی دهند.

با تشکر از ارسال : منیژه بازیار