من تو او





من به مدرسه میرفتم تا درس بخوانم
تو به مدرسه میرفتی به تو گفته بودند باید دکتر شوی
او هم به مدرسه میرفت اما نمی دانست چرا

من پول تو جیبی ام را هفتگی از پدرم میگرفتم
تو پول تو جیبی نمی گرفتی همیشه پول در خانه ی شما دم دست بود
او هر روز بعد از مدزسه کنار خیابان آدامس میفروخت

معلم گفته بود انشا بنویسید
موضوع این بود علم بهتر است یا ثروت

من نوشته بودم علم بهتر است
مادرم می گفت با علم می توان به ثروت رسید
تو نوشته بودی علم بهتر است
شاید پدرت گفته بود تو از ثروت بی نیازی
او اما انشا ننوشته بود برگه ی او سفید بود
خودکارش روز قبل تمام شده بود

معلم آن روز او را تنبیه کرد
بقیه بچه ها به او خندیدند
آن روز او برای تمام نداشته هایش گریه کرد
هیچ کس نفهمید که او چقدر احساس حقارت کرد
خوب معلم نمی دانست او پول خرید یک خودکار را نداشته
شاید معلم هم نمی دانست ثروت و علم
گاهی به هم گره می خورند
گاهی نمی شود بی ثروت از علم چیزی نوشت

من در خانه ای بزرگ می شدم که بهار
توی حیاطش بوی پیچ امین الدوله می آمد
تو در خانه ای بزرگ می شدی که شب ها در آن
بوی دسته گل هایی می پیچید که پدرت برای مادرت می خرید
او اما در خانه ای بزرگ می شد که در و دیوارش
بوی سیگار و تریاکی را می داد که پدرش می کشید

سال های آخر دبیرستان بود
باید آماده می شدیم برای ساختن آینده

من باید بیشتر درس می خواندم دنبال کلاس های تقویتی بودم
تو تحصیل در دانشگاه های خارج از کشور برایت آینده ی بهتری را رقم می زد
او اما نه انگیزه داشت نه پول، درس را رها کرد و دنبال کار می گشت

روزنامه چاپ شده بود
هر کس دنبال چیزی در روزنامه می گشت

من رفتم روزنامه بخرم که اسمم را در صفحه ی قبولی های کنکور جستجو کنم
تو رفتی روزنامه بخری تا دنبال آگهی اعزام دانشجو به خارج از کشور بگردی
او اما نامش در روزنامه بود روز قبل در یک نزاع خیابانی کسی را کشته بود

من آن روز خوشحال تر از آن بودم
که بخواهم به این فکر کنم که کسی کسی را کشته است
تو آن روز هم مثل همیشه بعد از دیدن عکس های روزنامه
آن را به به کناری انداختی
او اما آنجا بود در بین صفحات روزنامه
برای اولین بار بود در زندگی اش
که این همه به او توجه شده بود !!!

چند سال گذشت
وقت گرفتن نتایج بود

من منتظر گرفتن مدارک دانشگاهی ام بودم
تو می خواستی با مدرک پزشکی ات برگردی، همان آرزوی دیرینه ی پدرت
او اما هر روز منتظر شنیدن صدور حکم اعدامش بود

وقت قضاوت بود
جامعه ی ما همیشه قضاوت می کند

من خوشحال بودم که که مرا تحسین می کنند
تو به خود می بالیدی که جامعه ات به تو افتخار می کند
او شرمسار بود که سرزنش و نفرینش می کنند

زندگی ادامه دارد ...
هیچ وقت پایان نمی گیرد ...

من موفقم من میگویم نتیجه ی تلاش خودم است!!!
تو خیلی موفقی تو میگویی نتیجه ی پشت کار خودت است!!!
او اما زیر مشتی خاک است مردم گفتند مقصر خودش است !!!

من ، تو ، او
هیچگاه در کنار هم نبودیم
هیچگاه یکدیگر را نشناختیم

اما من و تو اگر به جای او بودیم
آخر داستان چگونه بود ؟؟؟!!!

پانزده درس زندگی كه در هیچ مدرسه ای یاد نمی‌دهند!




 


همگی ما همزمان با تحصیل در مدارس، درسهایی از زندگی نیز می آموزیم كه هردوی آنها مهم است. مشكل اصلی این است كه زندگی قبل از ما هم جریان داشته و ما را هم مانند دیگران در مسیرش با خود می‌برد و این در حالی است كه ما تازه در ابتدای یادگیری و كسب معلومات لازم برای زندگی هستیم و تنها امیدواریم كه روزی به همه ی جوانب دست پیدا كنیم، پس بطور منطقی دانش ما همیشه عقب تر از زندگی است.
در اینجا به درسهایی از زندگی اشاره كرده ایم كه براحتی می‌توانید از آنها بهره بگیرید :

1. طبق گفته ی
Richard Carlson "چیزهای بی ارزش را نچشید"، این بدان معنی است كه خیلی از مردم خود را درگیر استرس و به انجام رساندن كارهای بی ارزش می‌كنند كه در نهایت در مقابل اهداف اصلی زندگی، هیچ ارزشی ندارند وقتی آنقدر خود را درگیر این مسائل كوچك می‌كنیم دیگر جایی برای نیل به آرزوهایمان باقی نگذاشته ایم و از لحظات خود هیچ لذتی نمی‌بریم.

2. "زندگی غیر قابل پیش بینی است و ممكن است هر لحظه شما را در شیب وفراز قرار دهد". فقط بگویید "هرگز" و بعد ببینید چه اتفاقی می‌افتد. برای مقابله با گره هایی كه زندگی در مسیر شما قرار داده است، تنها با ذهنی باز و خوش بین، به آنها خوش آمد بگویید !

3. خسته كننده ترین واژه در هر زبان "من" است. بله تصور این است كه تكرار این كلمه اعتماد به نفس را بالا می‌برد. ولی خوب! بیشتر وقتها همه ی آن چیزیی كه در مورد خود با تكرار "من" توضیح و تعریف می‌كنید، واقعیت ندارد! اینكه یك نفر دائما" از خود و فضایل خود تمجید و تفسیر كند، بسیار خسته كننده و یكنواخت است. این حالت "خود محوری " است نه "اعتماد به نفس".

4. انسانیت مهم تر از مادیات است. اهمیت روابط اجتماعی بسیار مهم تر از درجات مادی است كه هر كدام از ما در مسیر آرزوها به آنها می‌رسیم. بدون محبت و عشق و حمایت خانواده و دوستان در زندگی، موفقیت های مادی، خیلی لذت بخش نخواهد بود. با ایجاد تعادل در ملاك های برتری و ارزش های خود، از ثبات زندگی بیشتری بهره خواهید برد.

5. به غیر از خودتان، هیچ كس دیگر نمی‌تواند شما را راضی كند ! رضایت و راحتی ذهن شما تنها به عهده خودتان است ! بله، روابط اجتماعی، زندگیمان را پر بار تر می‌كند، اما خوب، شاید این روابط به تنهایی باعث شادكامی و رضایت شما نشود.

6. درجه ی كمال و شخصیت را بالا ببرید. كمالات برای هر شخص زیباست. كلام و اعمال نیك، به دنبال خود، اعتماد و اطمینان دوستان را در پی دارد. برای رسیدن به این درجه، تلاش كنید.

7. بیاموزید كه خود، دیگران و حتی دشمنان خود را ببخشید. انسان جایز الخطاست، همه ما اشتباه میكنیم، ولی با كینه توزی و یادآوری صدمات گذشته، تنها این خودمان هستیم كه از زندگی لذت نمی‌بریم نه دیگران !

8. "خنده" داروی هر "درد" است. با خوشرویی و تبسم، دردهای خود را درمان كنید.

9. تغذیه خوب، استراحت، ورزش و هوای تازه، را فراموش نكنید. سلامتی خود را دست كم نگیرید. با رعایت این نكات، از وضعیت جسمی ایده آل خود، لذت ببرید.

10. اراده ای مصمم، شما را به هر چیزی كه می‌‌خواهید، می رساند. هرگز تسلیم نشوید و به دنبال رسیدن به آرزوها و اهداف خود تلاش كنید.

11. تلویزیون، ذهن ما را بیشتر از هر چیزی نابود می‌كند ! از تلویزیون كناره گیری كنید و با ورزش، مطالعه و یادگیری، ذهن خود را فعال كنید.

12. شكست را بپذیرید. هر كسی در زندگی ممكن است بارها و بارها شكست بخورد. شكست آموزنده است و به ما یاد می‌دهد كه چطور متواضع باشیم و راه درست تری را برای جبران آن انتخاب كنیم. توماس ادیسون با شكستهای متمادی توانست به هدف خود برسد، او می‌گفت :"من شكست نخوردم، تنها ده ها هزار راه را امتحان كردم كه برایم مفید نبود ! و به نتیجه نرسید !"

13. از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرید. یكی از بودائیان پیر چنین می‌گوید :"یك مرد دانا كسی است كه از اشتباهات خود درسی نیك بیاموزد و اما داناتر كسی است كه از اشتباهات دیگران درس عبرت بگیرد".

14. از محبت به دیگران دریغ نكنید. زندگی كوتاه است و پایان آن نامعلوم. پس سعی كنید محبت كنید تا محبت ببینید و در هیچ شرایطی از محبت به همنوعان خود دریغ نکنید.

15. آنچنان زندگی كنید كه گویی روز آخر عمرتان است !!! همواره سعی كنید بهترین و مهربان ترین همسر، رفیق و حتی مهربانترین و بهترین رئیس باشید، تا زمان وداع با این دنیا به دنیایی زیباتر دست یابید.

شگفتي هاي هفتگانه جهان

 

در كلاس درس آموزگار از دانش آموزان خواست، آنچه كه گمان مي كنند در حال حاضر جزو شگفتي هاي جهان هفتگانه جهان  محسوب مي شوند را فهرست وار ، بر روي كاغذ بنويسند.

البته در اين بين اختلاف نظرهايي وجود داشت اما شگفتي هايي كه بيش از همه راي آوردند از اين قرار بودند:

1.      اهرام بزرگ مصر

2.      تاج محل

3.      دره گراند كانيون

4.      كانال پاناما

5.      آسمان خراش امپاير استيت بيلدينگ

6.      كليساي بزرگ سنت پيتر

7.      ديوار بزرگ چين

اما هنگاميكه آموزگار آراء بچه ها را جمع مي كرد. متوجه شد كه يكي از دانش آموزان هنوز فهرست خودرا تكميل نكرده است. بنابراين از او پرسيد كه : آيا مشكلي پيش آمده؟

دخترك دانش آموز گفت: بله يك قدري . من هنوز نتوانسته ام تصميم بگيرم كداميك از آنها را بنويسم زيرا تعدادشان زياد است.

خانم آموزگار گفت: عيبي نداره . به ما بگو چه چيزهايي رو نوشتي شايد بتونيم كمكت كنيم.

دخترك قدري ترديد كرد اما سپس از روي كاغذ خود چنين خواند. من فكر مي كنم كه شگفتي هاي هفتگانه جهان از اين قرارند:

1.      دیدن

2.      شنيدن

3.      لمس كردن

4.      چشيدن

5.      احساس كردن

6.      خنديدن

7.      دوست داشتن

كلاس در چنان سكوتي فرو رفته بود كه حتي اگر سوزني هم به پايين مي افتاد مي شد صداي برخورد آن را با سطح زمين شنيد.حقيقت اين است كه ما چيز هايي به اين سادگي را كه واقعا شگفت انگيز هستند ناديده مي گيريم و قدر آنها را نمي دانيم.

توبه

 

روزی که انسان از بهشت پر گرفت و به سوی زمین پرواز کرد روزی بود که شیطان خنده کرد و خداوند ناراحت شد

آن روز زندگی انسان بر روی این زمین خاکی آغاز شد

می گویند انسان روزی 80 بار توبه کرد تا خداوند او را ببخشد

حال خودمان را بنگریم که چگونه غرق در گناه هستیم و حتی یک توبه هم نکرده ایم و انتظار داریم خداوند از گناه ما در گذرد

24 نشانه خانواده های خوشبخت





1. در بین اعضای خانواده جمله "به من چه" یا "به تو چه" رد و بدل نمی شود، چرا که اعضاء، به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می کنند.

2. افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی کنند و اعتماد را یکی از پایدارترین ویژگی های ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند.

3. تا جایی که امکان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا کارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. آنها، همدلی، همکاری، همفکری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند.

4. با هم اتحاد دارند ؛ در مسائل مختلف با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می کنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون اینکه کسی بفهمد، حل کنند.

5. به سلیقه ها و عقاید یکدیگر آگاه بوده، به آن احترام گذاشته و رعایـت می کنند.

6. نسبت به هم شرم مذموم ندارند ؛ یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می کنند.

  7. به حریم یکدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

  8. نگران سلامت روحی و جسمی یکدیگر بوده و از هم مراقبت می کنند، اگر چنانچه مشکلی به وجود آید سعی وافر در حل مشکل دارند.

  9. بیشتر اوقات، لحظات خوشی را که با یکدیگر بوده اند، مرور می کنند. دنبال خاطرات تلخ نیستند. دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی کنند.

10. برای فامیل و همسایه های خود، اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یکدیگرند.

11. از امور مالی یکدیگر خبر دارند و چیزی را از همدیگر پنهان نمی کنند، صرفه جویی و پس انداز کردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است.

12. برای رشد یکدیگر تلاش کرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم کنند.

13. افراد، به هم افقی نگاه می کنند نه عمودی ؛ یعنی هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیکتاتوری، زور و قدرت طلبی حاکم نیست.

14. همه اعضای خانواده احساس برنده بودن، موفق بودن و امید داشتن می کنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند.

15. در کنار هم، احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس، اضطراب، تنش و یا درگیری.

16. علاقه، عشق، محبت، صفا و یکدلی خود را نسبت به هم ابراز می کنند، هم در رفتار و هم در گفتار.

17. از یکدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند. توقعی مناسب و در حد توان از همدیگر دارند.

18. اگر مشکلی پیش آید به راه حل فکر می کنند و به دنبال مقصر و گناهکار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشکل می زنند، و راه حل منطقی ارائه می دهند.

19. مرد، پیوسته به این مسئله می اندیشد که چه کنم تا همسرم خوشحال باشد و راضی به زندگی باشد، و زن می اندیشد که چه کنم تا شوهرم راحت بوده و خوشحال باشد.

20. زن و شوهر، به خاطر همدیگر زندگی می کنند ؛ اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست.

21. زن و مرد، می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یکدیگر نزدیکتر شوند، کار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند.

22. با درخواست های یکدیگر برخورد مثبت و منطقی دارند.

23. زن و مرد در کنار یکدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یکدیگر، آنها رفیق هم هستند و واکنش منفی از خود نشان نمی دهند.

24. خانواده های خوشبخت، تلاش دارند که بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

 

ازدواج در ملل مختلف...

 

 

١-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.( ضرب المثل آلمانی)

 

٢ - مردی كه به خاطر " پول " زن می گيرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی )

 

۳- لياقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چينی )

 

۴- زنی سعادتمند است كه مطيع " شوهر"  باشد. ( ضرب المثل يونانی )

 

٥- زن عاقل با داماد " بی پول " خوب می سازد. ( ضرب المثل انگليسی )

 

٦- زن مطيع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگليسی )

 

٧- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )

 

٨ - داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بی لياقت . ( ضرب المثل لهستانی )

 

٩- دختر عاقل ، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح می دهد. ( ضرب المثل ايتاليايی)

 

١٠ -داماد كه نشدی از يك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )

 

١١- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكی ثروتمند می شوی و با ديگری فقير. ( ضرب المثل ايتاليايی )

 

١٢- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن . ( ضرب المثل آذربايجانی )

 

١٣- برا ی يافتن زن می ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چينی )

 

١٤- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن . ( ضرب المثل چينی )

 

١٥- اگر خواستی اختيار شوهرت را در دست بگيری اختيار شكمش را در دست بگير. ( ضرب المثل اسپانيايی)

 

١٦- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )

 

١٧- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر) 

 

١٨- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسيار بد. ( ضرب المثل اسپانيايی )

 

١٩- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )

 

٢٠- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيمانی است . ( سقراط )

 

٢١- ازدواج مثل اجرای يك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. ( بورنز )

 

٢٢- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گيرد، برای پول هم از بين می رود. ( رولاند )

 

٢٣- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است . ( ناپلئون )

 

٢٤- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی)

 

٢٥- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست ، ولی می توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم . ( خانم پرل باك )

 

گفتگو با حضرت آدم ابوالبشر






نامت چه بود ؟
آدم

فرزند ؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد ؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت ؟
زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی ؟
امانت است

قدت ؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا، اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده ؟
حوای خوب و پاك، قابیل خشمناك، هابیل زیر خاك

روز تولدت ؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت ؟
اینك فقط سیاه، ز شرم چنان گناه

چشمت ؟
رنگی به رنگ بارش باران، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ... نه آنچنان وزین كه ننشینم بر این خاك

جنست ؟
نیمی مرا ز خاك، نیمی دگر خدا

شغلت ؟
در كار كشت امیدم

شاكی تو ؟
خدا

نام وكیل ؟
آن هم خدا

جرمت ؟
یك سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟
همین !!!

حكمت ؟
تبعید در زمین

همدست در گناه ؟
حوای آشنا

ترسیده ای ؟
كمی

ز چه ؟
كه شوم اسیر خاك

آیا كسی به ملاقاتت آمده ؟
بلی

كه ؟
گاهی فقط خدا

داری گلایه ای ؟
دیگر گلایه نه!، ولی ...

ولی چه ؟
حكمی چنین؛ آن هم به یك گناه!؟

دلتنگ گشته ای ؟
خیلی زیاد

برای كه ؟
تنها خدا

آورده ای سند ؟
بلی

چه ؟
دو قطره اشك

داری تو ضامنی ؟
بلی

چه كسی ؟
تنها كسم خداست

در آخرین دفاع ؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

 

۲۱ نفر که دنیای وب و کامپیوتر را دگرگون کردند

 


همیشه و در همه ادوار کسانی بوده اند که با خوش فکری و ارائه ایده ای بکر و تازه نقطه عطفی در عصر و زمانه خود بوده اند. حال می خواهیم به بررسی کوتاهی بپردازیم از کسانی که با طرح و ایده های خود گامهای مثبت و اساسی در وب و اینترنت برداشته اند:

1. لری پیج و سرگئی برین (موسسین شرکت گوگل)

 

این دو نفر بیش از همه به موتور های جستجو و ارائه خدمات رایگان به کاربران تاثیر گذار بودند و در واقع امروزه واژه جستجو یا Search مترادف شده است با گوگل. این دونفر در زمان دانشجویی سنگ بنای گوگل را در سال ۱۹۹۷ گذاشتند و در مدت کوتاهی توانستند با ایده های بکر و خلاقانه غول جستجوگر اینترنتی آن زمان یعنی یاهو را به زانو در آوردند.

2. دیوید فیلو و جری یانگ (موسسین شرکت یاهو)

 

این دو هم دانشجوی دانشگاه استنفورد بودند و در زمان دانشجویی سایت راهنمای جری برای شبکه جهانی وب را راه اندازی کردند که متشکل بود از لیست وب سایت ها جهت دسترسی کاربران به آن که با استقبال از آن جرقه ساخت موتور جستجو و ایجاد یاهو به ذهنشان متبادر گردید.

3. بیل گیتس (خالق و مالک مایکروسافت)

 

ویلیام هنری بیل گیتس سوم یکی از بزرگ ترین ثروتمندان و شناخته شده ترین فرد در حوزه رایانه های شخصی است. وی با ارائه نسخه های مختلف ویندوز برنده بلامنازع این حوزه گشت و از این راه ثروت هنگفتی بدست آورد. یکی از خصوصیات اخلاقی بیل گیتس تاسیس بنیادهای خیرخواهانه به همراه همسر خود می باشد. بیل گیتس کبیر ۱۵ سال متوالی ثروتمندتین فرد جهان بود.

4. استیو پل جابز (موسس اپل)

 

استیو جابز بنیانگذار و رییس شرکت اپل و مدیر عامل سابق شرکت پیکسار را بیشتر با نماد یک سیب می شناسند. این فرد برجسته در زمینه فناوری های نوین، اپل را در سال ۱۹۷۰ میلادی به همراه ووزنیاک جهت تولید رایانه های شخصی ایجاد نمود و مورد اقبال قرار گرفت. امروزه آی پد، کامپیوتر های مک و مینی مک، آیفون و غیره که محصول کمپانی اپل است عاشقان و طرفداران بیشماری را در سرتاسر جهان دارد بطوریکه با ارائه آیفون ۴، مردم برای خرید آن ساعت ها در صف بوده اند. در حال حاضر استیو جابز علاوه بر ریاست اپل، سهامدار عمده و عضو هئیت مدیره کمپانی عظیم والت دیزنی هم می باشد.

5. مارک زوکربرگ (فیس بوک)

 

خالق فیس بوک را می توان جوانترین و خوش فکرترین نوجوان در عرصه وب نامید. او که اکنون ۲۴ ساله است در زمانی که دانشجوی دانشگاه هاروارد بود، در سن ۱۹ سالگی در سال ۲۰۰۴، فیس بوک را برای ارتباط با دوستانش ایجاد کرد و امروزه فیس بوک به راحتی توانست جای شبکه اجتماعی مای اسپیس را بگیرد و یکی از شبکه های اجتماعی پرطرفدار در کل جهان می باشد.

6. کوین روز (دیگ)

 

خالق سایت معروف و محبوب سوشیال بوکمارکینگ، Digg را در سال ۲۰۰۴ پایه ریزی و راه اندازی کرد و علاوه بر آن مجری موفق TechTV و موسس سایت های Pownce و Revision3 نیز می باشد.

7. برام کوهن (بیت تورنت)

 

برام کوهن، توسعه دهنده و موسس و نیز مولف شبکه های پیر تو پیر ها (P2P) و نیز پروتکل بیت تورنته. در سال ۲۰۰۱ او کارش را در شرکت MojoNation به خاطر کار بر روی بیت تورنت ترک کرد سپس شرکت بیت تورنت را ثبت کرد و شروع به کار کرد.

8. جیمی ولز (خالق ویکی پدیا)

 

ایده ویکی از سال ۲۰۰۱ با ولز بود و بدون هیچ پشتوانه ای آن را دنبال می کرد و پیش نمایش از آن ارائه داد که همگان قادر به ویرایش آن بودند. وی که ابتدا دانشنامه خود را با نام Nupedia راه اندازی کرده بود با تلفیق آن با نرم افزار ویکی به ویکی پدیا و دانشنامه امروزی تبدیل کرد که امروزه یکی از بزرگترین دانشنامه های جهان می باشد.

9. پی یر امیدیار (موسس سایت Ebay)

 

یک ایرانی تاثیر گذار در زمینه وب و حراجی آنلاین. پی یر امیدیار به همراه همسر خود پم سایت ای بی را راه اندازی کرد که امروزه ارزش ebay بالغ بر ۸ میلیارد دلار است. امیدیار در سال ۱۹۹۵ و زمانی که ۲۸ سال داشت کد منبع آن را نوشت و قرار بود نام این سایت را echobay.com گذارد ولی بدلیل ثبت این دامنه ebay.com را برگزید.

10. چاد هرلی و استیو چن (یوتیوب)

 

چاد هرلی ۲۸ ساله و استیو چن ۲۷ ساله تحول بزرگی را در صنعت به اشتراک گذاری ویدیوئی در وب ایجاد کردند. این تاثیر چنان شگرف بود که گوگل را مجاب کرد تا مبلع یک میلیارد و ۶۵۰ میلیون دلار جهت تصاحب آن به صاحبان یوتیوب بپردازد و اکنون از زیر مجموعه های گوگل محسوب بیاید و صاحبان آن را طی مدتی کوتاه به میلیاردرهایی تبدیل نماید.

11. جف پرسون بزوس (مالک و موسس آمازون)

 

آمازون.کام سایت حراجی کتاب و حراجی آنلاین و رقیبی برای ebay است که به ناگاه دارای رشد چشمگیری شد.

12. شاون فنینگ (نپستر)

 

نپستر اولین پلاتفرم اشتراک peer-to-peer است که شاون در زمانی که دانشجوی دانشگاه بود بر روی آن کار کرد و در زمینه موسیقی و اشتراک گذاری آن جهشی عظیم یافت اما بنابر حکم دادگاه و عدم رعایت کپی رایت مسدود شد.

13. جک دورسی (موسس توییتر)

 

اولین ایده ایجاد میکروبلاگینگ به ذهن جک دورسی خطور کرد و نتیجه آن شد سرویس محبوب توییتر که در اغلب زمینه ها و برای امورات گوناگون از آن بهره می جویند. جک دورسی که یک مهندس و بازرگان است در سن ۳۵ سالگی توییتر را راه اندازی کرد.

14. مت مولنگ (وردپرس)

 

مت بزرگ در حالیکه تنها ۱۹ سال سن داشت هسته اولیه پلتفرم وبلاگ نویسی وردپرس را نوشت و برای تمرکز بر روی وردپرس در سن ۲۴ سالگی از CNET کناره گیری کرد. مت مولنگ علاوه بر تاسیس و اداره وردپرس، اکیسمت و اتوماتیک را هم دارد. امروزه بلاگرهای زیادی در دنیا هستند که از نیروی قدرتمند وردپرس برای ایجاد رسانه خود به نام وبلاگ بهره می برند.

15. سر تیم برنرز لی (خالق وب جهانی)

 

از او بعنوان خالق و پدر وب و اینترنت یاد می شود او در سال ۱۹۹۵ توانست با پروتکل HTTP بین دو کامپیوتر سرویس دهنده و سرویس گیرنده ارتباط برقرار کند. سر تیم برزنزلی همچنین موسس کنسرسیوم شبکه جهانی وب (W3C) می باشد شاید اگر او نبود و ایده او افراد بالا هیچکدام در این لیست جایی نداشتند.

16. توماس اندرسون (خالق مای اسپیس)

 

شاید بتوان او را خالق شبکه های اجتماعی که امروزه همه گیر و محبوب هستند نامید. این ایده تا سال ۲۰۰۸ بیش از ۲۵۰ میلیون نفر کاربر داشت.

17. گرت کمپ (StumbleUpon)

 

ایده استامپل اپن که یک سایت social bookmarking می باشد و به کاربر در کشف و ردیابی سایت های جدید کمک می کند.

18. لینوس توروالدز (لینوکس)

 

لینوس بندیکت توروالدز مهندس نرم افزار فنلاندی یکی از پیشرو های متن باز و لینوکس است به هر حال تاثیر او را در زمینه لینوکس و متن باز نمی توان انکار کرد.

19. کاترینا فیک (فلیکر)

 

کاترینا جزو زنان تاثیر گذار در حوزه وب است که به همراه همسر خود استوارت باترفیلد سایت به اشتراک گذاری عکس فلیکر را راه اندازی کرد. flickr در دنیای وب ۲٫۰ و در تعامل با شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاری عکس را آسان می کند. امروزه فلیکر تحت تملک یاهو درآمده است.

20. استوارت باتر فیلد (فلیکر)

 

همسر کاترینا فک و مدیر فلیکر در سال ۲۰۰۶ به عنوان ۱۰۰ نفر اول پرنفوذترین افراد در جهان در مجله تایم و جزو ۵۰ نفر برتر کارآفرینان در سال ۲۰۰۵ انتخاب شده است.

21. مارک اندرسون (نت اسکیپ)

 

امروزه جنگ اصلی جبهه مبارزه با مرورگر اینترنت اکسپلورر، فایرفاکس می باشد اما باید گفت اولین سنگ بنای مبارزه در زمینه مرورگرها را نت اسکیپ آغاز کرد. او مدیر کارآفرین، دارنده شرکت ارتباطات نت اسکیپ، موسس سایت Ning و یک مولتی میلیونر می باشد. وی در سال ۲۰۰۸ قرار بود به هیئت مدیره فیس بوک بپیوندد اما پس از کش و قوصی به هئیت مدیره ebay پیوست.


منبع : آی تی بلاگ

 

یادمان باشد که ...




 

یادمان باشد که : او که زیر سایه ی دیگری راه می رود، خودش سایه ای ندارد.

یادمان باشد که :
هر روز باید تمرین کرد دل کندن از زندگی را.

یادمان باشد که :
زخم نیست آنچه درد می آورد، عفونت است.

یادمان باشد که :
در حرکت همیشه افق های تازه هست.

یادمان باشد که :
دست به کاری نزنم که نتوانم آنرا برای دیگران تعریف کنم.

یادمان باشد که :
آنها که دوستشان می دارم می توانند دوستم نداشته باشند.

یادمان باشد که :
حرف های کهنه از دل کهنه بر می آیند، یادمان باشد که که دلی نو بخریم.

یادمان باشد که :
فرار؛ راه به دخمه ای می برد برای پنهان شدن نه آزادی.

یادمان باشد که :
باور هایم شاید دروغ باشند.

یادمان باشد که :
لبخندم را توى آیینه جا نگذارم.

یادمان باشد که :
آرزوهای انجام نیافته دست زندگی را گرفته اند و او را راه می برند.

یادمان باشد که :
لزومی ندارد همانقدر که تو برای من عزیزی، من هم برایت عزیز باشم.

یادمان باشد که :
محبتی که به دیگری می کنم ارضای نیاز به نمایش گذاشتن مهر خودم نباشد.

یادمان باشد که :
برای دیدن باید نگاه کرد، نه نگاه !

یادمان باشد که :
اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید.

یادمان باشد که :
دلخوشی ها هیچکدام ماندگار نیستند.

یادمان باشد که :
تا وقتی اوضاع بدتر نشده ! یعنی همه چیز رو به راه است.

یادمان باشد که :
هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.

یادمان باشد که :
آرامش جایی فراتر از ما نیست.

یادمان باشد که :
من تنها نیستم ما یک جمعیتیم که تنهائیم.

یادمان باشد که :
برای پاسخ دادن به احمق، باید احمق بود !

یادمان باشد که :
در خسته ترین ثانیه های عمر هم هنوز رمقی برای انجام برخی کارهای کوچک هست!

یادمان باشد که :
لازم است گاهی با خودم رو راست تر از این باشم که هستم.

یادمان باشد که :
سهم هیچکس را هیچ کجا نگذاشته اند، هر کسی سهم خودش را می آفریند.

یادمان باشد که :
آن هنگام که از دست دادن عادت می شود، بدست آوردن هم دیگر آرزو نیست.

یادمان باشد که :
پیش ترها چیزهایی برایم مهم بودند که حالا دیگر مهم نیستند.

یادمان باشد که :
آنچه امروز برایم مهم است، فردا نخواهد بود.

یادمان باشد که :
نیازمند کمک اند آنها که منتظر کمکشان نشسته ایم.

یادمان باشد که :
من از این به بعد هستم، نه تا به حال.

یادمان باشد که :
هرگر به تمامی ناامید نمی شوی اگر تمام امیدت را به چیزی نبسته باشی.

یادمان باشد که :
غیر قابل تحمل وجود ندارد.

یادمان باشد که :
گاهی مجبور است برای راحت کردن خیال دیگران خودش را خوشحال نشان بدهد.

یادمان باشد که :
خوبی آنچه که ندارم اینست که نگران از دست دادن اش نخواهم بود.

یادمان باشد که :
با یک نگاه هم ممکن است بشکنند دل های نازک.

یادمان باشد که :
بجز خاطره ای هیچ نمی ماند.

یادمان باشد که :
وظیفه ی من اینست: حمل باری که خودم هستم تا آخر راه.

یادمان باشد که :
منتظر ِ تنها یک جرقه است، انبار مهمات.

یادمان باشد که :
کار رهگذر عبور است، گاهی بر می گردد، گاهی نه.

یادمان باشد که :
در هر یقینی می توان شک کرد و این تکاپوی خرد است.

یادمان باشد که :
همیشه چند قدم آخر است که سخت ترین قسمت راه است.

یادمان باشد که :
امید، خوشبختانه از دست دادنی نیست.

یادمان باشد که :
به جستجوى راه باشم، نه همراه.

یادمان باشد که :
هوشیاری یعنی زیستن با لحظه ها.

یادمان باشد که :
با یک ایمیل در مورد کسی قضاوت نکنیم! حتی اگر با اون ایمیل مخالف بودیم!

یادمان باشد که ... خاطرمان تنها نماند ...


راههای سالم بودن

سالم بودن در گروی رفتارهای كوچكی مثل راه رفتن، دیدن یك فیلم‌ خوب، نوشیدن یك فنجان چای یا قهوه و... است. در اینجا 8 رفتار را به شما معرفی می كنیم كه تحقیقات علمی نشان داده عمل به آنها ضامن سلامت شماست.

1. پیاده روی کنید: طبق تحقیقاتی که در ماه مارس 2008 میلادی انجام شد، انجام فعالیت های روزانه سبب انتقال انرژی و شادی به ویژه به زنان می شود. به گفته محققان دانشگاه لوییزیانا استیت و دانشگاه جورجی پیاده روی سبک 10 دقیقه ای در روز می تواند سبب افزایش 20 درصدی انرژی و کاهش 65 درصدی خستگی شود.

2. مراقب چشم هایتان باشید: طبق تحقیقاتی که در ماه اکتبر 2007 میلادی توسط پژوهشگران دانشگاه
Tuffs به انجام رسید و مشروح آن در مجله the American Journal af Clinical nutrition
چاپ شد، مصرف مواد غذایی با اندیس گلیسمی بالا مثل سیب زمینی و غلات و حبوبات تصفیه شده می تواند احتمال ضعف ماهیچه ای چشم را افزایش داده و زمینه ساز ابتلا به کوری در سالمندی شود.

3. یک فیلم خوب ببینید: تحقیقات پژوهشگران دانشگاه لوماایندا در سال 2008 میلادی نشان داده است افرادی که عادت به دیدن فیلم های کمدی دارند، میزان کورتیزول و آدرنالین، دو هورمون استرس در خون شان به ترتیب 39 و 70 درصد پایین تر از این میزان در سایر افراد است.

4. آرام باشید: طبق بررسی هایی که در ماه آوریل 2008 میلادی توسط پژوهشگران دانشگاه دنور انجام شد، 30 درصد از زنان معمولا همیشه عصبانی هستند. این در حالی است که عصبانیت یکی از فاکتورهای افزایش فشارخون، افزایش ضربان قلب و مسبب آزادسازی هورمون استرس است که خود زمینه ساز ناراحتی های قلبی و افسردگی است.

5. چربی های دور شکم را آب کنید: طبق نتایج اخیر بررسی های پژوهشگران دانشگاه پنسیلوانیا که مشروح آن در مجله نورولوژی به چاپ رسیده است افزایش چربی های دور شکم در 40 سالگی می تواند احتمال ابتلا به زوال عقل را در 70 سالگی افزایش دهد. در ضمن احتمال ابتلای این افراد به دیابت و ناراحتی های قلبی 3 برابر سایر افراد با وزن متعادل است.

6. کلسترول خون تان را پایین آورید: اگر احساس می کنید کلسترول خون تان بالاست، به یک متخصص مراجعه کنید تا آن را کاهش دهید. تحقیقات پژوهشگران دانشگاه میشیگان نشان داده است میزان کلسترول خون بالا در 45 درصد افرادی که به پزشک مراجعه می کنند طی 8 ماه 15 درصد کاهش می یابد، پزشکان معمولا به شما توصیه می کنند روزانه 10 تا 25 گرم فیبر محلول در روز مصرف کنید و مواد غذایی ای مثل میوه و سبزیجات را در برنامه غذایی خود حتما قرار دهید.

7. ماست بخورید: بررسی های پژوهشگران ژاپنی نشان داده افرادی که عادت به مصرف موادغذایی حاوی اسیدلاکتیک مثل ماست دارند کمتر به بیماری های لثه، افتادن دندان ها و ناراحتی های قلبی دچار می شوند. به نظر می رسد لاکتوباسیل های موجود در این نوع موادغذایی از رشد باکتری هایی مضر در دهان پیشگیری می کند.

8. قهوه بنوشید: بررسی هایی که در ژانویه 2008 میلادی توسط پژوهشگران دانشکده پزشکی هاروارد انجام شده نشان داده است، مصرف بالای قهوه می تواند احتمال ابتلا به سرطان تخمدان به ویژه در زنان یائسه را کاهش دهد. با این حال در صورتی که باردار هستید، مصرف قهوه را کاهش دهید زیرا می تواند سبب سقط جنین شود.

منبع :
salamatiran
 

نمونه ای از یک حقیقت تلخ


ماجرای حقیقی و غم انگیز دختر 22 ساله و لیسانسه ای که در خانه های مردم کار می کند


در چشمانش نگرانی موج می زند. نگران گریه های بی تابی نگــار است. نگران حرف و حدیث هایی است که پشت سرش در آورده اند. نگران نگاه های سنگین نامردان روزگار است. نگران آزادی امیــر است و از همه بیشتر نگران این است که آیا برای فردا کار گیرش می آید یا باید سر گرسنه روی بالش بگذارد !

دستکش هایش را از دستانش در می آورد. پوست دستش که بر اثر گرمای داخل دستکش پیر و چروک شده است را زیر آب سرد می برد تا شاید کمی از سوزش و خارش آنها بکاهد. تاولهای ریزی که لابلای انگشتانش زده شده دستانش را متورم و دردناک کرده است. به دستانش که نگاه می کنی تصور می کنی با زنی 40 ساله مواجه هستی اما وقتی چشمانت را بر روی صورتش خیره می کنی تازه متوجه می شوی با دختری کم سن و سال با صورتی ریز نقش که سنش را کمتر از حد واقعیش نمایش می دهد طرف هستی.

دختری 22 ساله که به تازگی لیسانسش را در رشته روانشناسی گرفته است و اگر مشکلی در زندگیش وجود نداشت قصد داشت با امتیاز شاگرد اولیش ادامه تحصیل دهد و فوق لیسانسش را هم بگیرد.اما حیف که سرنوشت برایش چیز دیگری رقم زده بود و تک دختر خانواده برای حفظ آبروی خود و همسرش مجبور به کلفتی در خانه های مردم شده بود.

با اینکه سن و سال زیادی نداشت اما تجربه های همین چند سال زندگی مشترک باعث شده بود آنقدر در زندگی پخته شود که متوجه باشد آبروی همسرش آبروی خود و زندگیش است و برای حفظ آن باید تا پای جانش تلاش کند. اینها را می توان از درد و دلی که شاید ماهها بر روی سینه اش سنگینی می کرد و نمی توانست آن را با آشنا و یا دوستی مطرح کند و مجبور شده برای غریبه ای که در خانه اش کلفتی میکند بیان کند فهمید.

از 16 سالگی همسر فعلی اش خواستگار پر و پا قرصش بود ولی پدر و مادرش حتی اجازه خواستگاری به او را هم نمی دادند. وقتی هم که درسش تمام شد و وارد دانشگاه شد خانواده اش به این وصلت رضایت نمی دادند. حرفشان این بود که پسره نه تحصیلات دانشگاهی دارد و نه سربازی رفته است. علاوه بر اینها از خودش خانه مستقلی ندارد و باید در آپارتمان پدرش زندگی کند. اما بالاخره با رضایت دختر و اصرار پسر خانواده اش تن به این وصلت داد اما با پسر شرط کردند که دخترشان در زندگی از گل نازکتر نشنود و همه امکانات رفاهی برایش مهیا باشد.

تا اینجای داستان چشمان دخترک برق خاصی داشت که ناشی از یادآوری خاطرات خوب زندگیش بود اما به ناگه برق چشمانش با آه سوزناکی که از سینه اش بیرون داد کدر شد ...

دخترک ادامه داد: آنقدر زندگیمان خوب بود و با آمدن نگار دخترم بهتر شد که پدر و مادرم کم کم باور کردند که در تصمیمشان در ازدواج من و امیر اشتباه نکردند. البته من همیشه از دست نیش و کنایه های خانواده همسرم دل چرکین بودم اما همه آنها را به حساب کهولت سن و بی حوصلگی می گذاشتم و به خانواده ام هیچ چیز نمی گفتم تا اینکه یک روز با یک زنگ تلفن ورق زندگیم برگشت و از این رو به آن رو شد.

امیر با پسری 20 ساله تصادف کرده بود و پسر در دم جان باخته بود. با اینکه قتل غیر عمد تشخیص داده شد اما به خاطر عدم رضایت خانواده پسر و نداشتن پول دیه امیر راهی زندان شد و من و نگار 7 ماهه ماندیم به امان خدا. قرار گذاشتیم به خانواده هایمان بگوییم که امیر به ماموریت کاری رفته است و شاید بازگشتش به طول بیانجامد اما این تازه اول بدبختی من بود. امیر که در زندان بود و دستش از همه جا کوتاه و من هم بیکار با یک بچه نوزاد. یک ماه را با پس انداز اندکم سپری کردم اما برای ماه بعد معطل مانده بودم.

تصمیم گرفتم سراغ کار بروم. به هر جا فکر کنید سر زدم. از مهد کودکها تا مدارس و مراکز مشاوره. اما همه می گفتند این چند ساله آنقدر فارغ التحصیل روانشناسی داشته اند که هیچ کاری برای من نمانده است. ماه دوم هم به نیمه رسید اما من هنوز بیکار بودم و نگار هم به یک سری وسایل و لباس احتیاج داشت. چند بار وسوسه شدم که به خانواده ام جریان را بگویم اما مطمئن بودم همین اطمینان اندکی را هم که به امیر پیدا کرده اند از دست خواهند داد و دیگر اجازه زندگی من و امیر را با هم نمی دهند.

بالاخره دل به دریا زدم و در محله های دورتر از خانه خودمان اعلامیه کار در منزل بر روی دیوارها چسباندم. اوایل خیلی کم با من تماس می گرفتند اما کم کم که به کارم آشنا شدند مشتری پیدا کردم. اوایل نگار را هم با خودم با خانه های مردم می بردم اما متوجه شدم که مردم دلشان می خواهد من شش دنگ حواسم پیش کار باشد و به نگار توجه نکنم برای همین هر روزی که به سر کار می رفتم نگار را به بهانه پروژه دانشگاهی پیش مادرم می گذاشتم.

فشار کار و متلکهای صاحب کاران از یک طرف و شک مادر شوهرم از نبود من در خانه از طرف دیگر باعث شد چند بار تصمیم بگیرم که این کار را رها کنم اما برای اینکه کمی خیال امیر را در زندان راحت کنم به او گفته بودم نزد یکی از اساتید دانشگاه کار می کنم. برای همین مجبور به ادامه این کار با مشقت هایش شدم.

وقتی از سختیهای کارش پرسیدم اشک در چشمانش حلقه زد و گفت: خیلی ها به یک دختر جوان فقط به چشم یک کارگر خانه نگاه نمی کنند و انتظارات بی جای دیگری هم از آدم دارند. از همه بیشتر این نگاه های سنگین و این انتظارات مرا زجر می دهد. من اگر می خواستم چنین کارهایی بکنم که این همه سختی کار کردن را به دوش نمی کشیدم اما خانواده امیر همین فکر را در مورد من می کنند و برایم خط و نشان کشیده اند که اگر باز هم از خانه بیرون بروم آنها مرا از خانه خودم بیرون می اندازند و دیگر مرا به عنوان عروسشان قبول ندارند. اما شما به من بگویید چه کار کنم تا هم بتوانم در خانه باشم و هم بتوانم خرجی زندگیم را در بیاورم؟

دستانش را در دستم می گیرم تا شاید کمی او را تسلی خاطر دهم اما این کار من باعث شد که اشکانش سرازیر شود و با ناامیدی بگوید: من نمی دانم امیر تا کی باید در زندان بماند و چگونه باید پول دیه او را فراهم کنم. خانواده پسر هم به هیچ صراطی مستقیم نیستند. شبها آنقدر خسته ام که حتی توان شیر دادن به نگار را هم ندارم و بی حوصله می شوم و با کوچکترین گریه نگار او را دعوا می کنم.

همانطور که اشکهایش از چشمایش سرازیر است از من عذر خواهی می کند و دوباره دستکش هایش را بر دست می کند و مشغول به کار می شود. در چشمانش نگرانی موج می زند. نگران گریه های بی تابی نگــار است. نگران حرف و حدیث هایی است که پشت سرش در آورده اند. نگران نگاه های سنگین نامردان روزگار است. نگران آزادی امیــر است و از همه بیشتر نگران این است که آیا برای فردا کار گیرش می آید یا باید سر گرسنه روی بالش بگذارد ...


برگرفته از گزارش سرویس اجتماعی جهان نیوز (لینک)

گلواژه های ناب و پرمحتوای زندگی




دو چیز را همیشه فراموش كن:

خوبی كه به كسی می كنی

بدی كه كسی به تو می كند


همیشه به یاد داشته باش:

اگر در مجلسی وارد شدی زبانت را نگه دار

اگر در سفره ای نشستی شكمت را نگه دار

اگر در خانه ای وارد شدی چشمانت را نگه دار

اگر در نماز ایستادی دلت را نگه دار


دنیا دو روز است:

یك روز با تو و یك روز علیه تو

روزی كه با توست مغرور مشو

و روزی كه علیه توست مایوس نشو

چرا كه هر دو پایان پذیرند


آموختن را بکار ببند:

به چشمانت بیاموز كه هر كسی ارزش نگاه ندارد

به دستانت بیاموز كه هر گلی ارزش چیدن ندارد

به دلت بیاموز كه هر عشقی ارزش پرورش ندارد


سه چیز را از هم جدا كن:

عشق، هوس و تقدیر

چون اولی مقدس است و دومی شیطانی

اولی تو را به پاكی می برد و دومی به پلیدی

در دنیا فقط 3 نفر هستند كه بدون هیچ چشمداشت و منتی و فقط به خاطر خودت خواسته هایت را برطرف میكنند، پدر و مادرت و نفر سومی كه خودت پیدایش میكنی، مواظب باش كه از دستش ندهی و بدان كه تو هم برای او نفر سوم خواهی بود چرا که در ترسیم تقدیرت نیز نقش خواهد داشت.

چشم و زبان، دو سلاح بزرگ در نزد تو هستند
چگونه از آنها استفاده میكنی؟ مانند تیری زهرآلود یا آفتابی جهانتاب، زندگی گیر یا زندگی بخش؟

بدان كه قلبت كوچك است پس نمیتوانی تقسیمش كنی
هرگاه خواستی آنرا ببخشی با تمام وجودت ببخش كه كوچكی اش جبران شود.

هیچگاه عشق را با محبت، دلسوزی، ترحم و دوست داشتن یكی ندان
چون همه اینها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.

همیشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا و فقط به او توكل كن
آنگاه می بینی كه چگونه قبل از اینكه خودت دست به كار شوی، كارها به خوبی پیش می روند.

از خدا خواستن عزت است
اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.

از خلق خدا خواستن خفت است
اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.

هر چه می خواهی از خدا بخواه و در نظر داشته باش كه برای او غیر ممكن وجود ندارد
و تمام غیر ممكن ها فقط برای کسانیست که
از ایمــان دل بریده اند و امیــد را به دل راه نمی دهند.

با تشکر از ارسال : منیژه بازیار

خداوند از ما چه می خواهد ؟

1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود

بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟
2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟
3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟
4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟
5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟
6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟
7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟
8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟
9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.
10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در

 وجدان خود احساس شرمندگی می‌کردی؟

یک توصییه پزشکی

توصیه های بهداشتی یا سلامتی اگر چه امروزه بیشتر از قبل ارائه می شود اما باز هم هستند افرادی كه از آن بی خبرند. بیشتر این توصیه های پزشكی در مورد خانم هایی است كه به هر دلیل تغییرات نه چندان علمی در سبك زندگی خود ایجاد می كنند. مثلا آیا می دانید كه پیروی از رژیم های غذایی ناپایدار و زود گذر چه تاثیری بر سلامت شما دارد؟

بعد از چند روز پیروی از این رژیم ها و سپس رها كردن آن منجر به كاهش روند متابولیسم می شود. به این دلیل كه وقتی بدن در معرض كمبود غذا قرار می گیرد بدن احساس می كند كه غذای كافی دریافت نمی شود و در نتیجه به بدن دستور می دهد كه ذخیره چربی را نگه داشته و در عوض به سمت ماهیچه ها به عنوان منبع سوخت توجه كند. همچنین بعد از چند روز پیروی از رژیم غذایی كم چرب مقدار اسید چرب امگا 3 در مغز كاهش می یابد و همین امر زمینه ابتلا به افسردگی را افزایش می دهد. بهترین روش برای كاهش وزن به طور موثر و به صورت سالم بهتر است كه غذای كمتری مصرف كنید و بین میزان مصرف انرژی و مقدار مصرف كالری تعادل برقرار كنید. به هیچ عنوان مقدار كالری مصرفی و روزانه خود را بیشتر از 1200 كالری كاهش ندهید.

آیا می دانید كه كم خوابی می تواند چه تاثیر سوئی بر سلامت شما داشته باشد؟ فقط كافی است كه یك شب مدت خواب خود را از 8 ساعت به 4 ساعت كاهش دهید. در این حالت نه تنها احساس كج خلقی بیشتر خواهید داشت بلكه در پردازش اطلاعات نیز دچار مشكل می شوید و تمایل شما به خوردن (به خصوص شیرینی جات) افزایش می یابد. زیرا بدن نیاز به تامین انرژی از طریق خوردن دارد. همچنین به دلیل كم خوابی میزان تولید هورمون های رشد كاهش می یابد. این هورمون به تولید دوباره بافت ها و ترمیم آنها كمك می كند و در كل باعث افزایش جوانی و شادابی می شود. بنابر این توصیه می شود كه حداقل 7 ساعت در شب استراحت كنید.

گفتگو با حضرت آدم ابوالبشر



نامت چه بود ؟
آدم

فرزند ؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد ؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت ؟
زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی ؟
امانت است

قدت ؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا، اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده ؟
حوای خوب و پاك، قابیل خشمناك، هابیل زیر خاك

روز تولدت ؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت ؟
اینك فقط سیاه، ز شرم چنان گناه

چشمت ؟
رنگی به رنگ بارش باران، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هوای دوست ... نه آنچنان وزین كه ننشینم بر این خاك

جنست ؟
نیمی مرا ز خاك، نیمی دگر خدا

شغلت ؟
در
كار كشت امیدم

شاكی تو ؟
خدا

نام وكیل ؟
آن هم خدا

جرمت ؟
یك سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟
همین !!!

حكمت ؟
تبعید در زمین

همدست در گناه ؟
حوای آشنا

ترسیده ای ؟
كمی

ز چه ؟
كه شوم اسیر خاك

آیا كسی به ملاقاتت آمده ؟
بلی

كه ؟
گاهی فقط خدا

داری گلایه ای ؟
دیگر گلایه نه!، ولی ...

ولی چه ؟
حكمی چنین؛ آن هم به یك گناه!؟

دلتنگ گشته ای ؟
خیلی زیاد

برای كه ؟
تنها خدا

آورده ای سند ؟
بلی

چه ؟
دو قطره اشك

داری تو ضامنی ؟
بلی

چه كسی ؟
تنها كسم خداست

در آخرین دفاع ؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا

همه چیز درباره رابطه مادر و دختری!

 

اگر رابطه مادر و دختر مانند دو خواهر باشد یا حتی اگر مدام مشاجره داشته باشند، نگران نباشید، می توانید این رابطه را بهبود بخشید.


1. نکته مثبت این رابطه: دبورا تانه استاد زبان شناسی در دانشگاه واشنگتن می گوید: برحسب معیار رابطه سالم اگر مادر و دختر طوری رفتار کنند که اعتماد به نفس یکسانی را منعکس کنند، یک ارتباط سالم و مثبتی است.

چرا این ارتباط چالش برانگیز است:
گاهی اوقات دختر به یک مادر نیاز دارد نه به یک دوست. مطالعات آنچه را که اغلب خانم ها می دانند ثابت کرده است زمانی که دخترها با تغییرات بزرگی در زندگی شان مواجه می شوند، مثل مادر شدن، به مادرشان به عنوان یک مشاور و راهنمای باتجربه اعتماد می کنند نه به عنوان یک دوست. این تغییر می تواند برای مادرها هم سخت باشد. آنها ممکن است صدمه ببینند برای مثال، وقتی دخترها، مادرشان را به علت هماهنگ نبودن با تکنولوژی و مدهای جدید سرزنش می کنند. گیل سالتز روانپزشک بیمارستانی در نیویورک می گوید: مادرهایی که دخترانشان را به عنوان دوستانشان فرض می کنند از آنها انتظار دارند که از نسلی که در آن هستند خارج شده و پا را فراتر بگذارند. درواقع هم نسل آنها شوند.

بهبود بخشیدن به این ارتباط:
سالتز معتقد است که هر دوی طرفین بایستی به نقشهای همدیگر احترام بگذارند. درک کردن فاصله نسلها از اهمیت زیادی برخوردار است. به عبارت دیگر، متناسب با سنتان رفتار کنید. این مورد در مورد پدرها هم صدق می کند. برای مثال: مطرح کردن مسائل و مشکلات یک دختر با مادرش طبیعی است اما زمانی که مادر این مسائل و مشکلات را برای پدر فاش می کند، ارتباط پدر و دختر به خطر می افتد.


2. رابطه خواهرانه:
باوجود رابطه دوستانه، رقابت بین آنها وجود دارد.
نکته مثبت این رابطه: شما آشکارا همدیگر را دوست دارید زیرا شما می خواهید شبیه همدیگر باشید و علیرغم تفاوت سنی تان، همدیگر را خوب درک می کنید.

چه چیزی چالش برانگیز است:حس رقابت.
سالتز می گوید: همیشه حس رقابت در خانواده ها وجود دارد اما ما این موضوع را بروز نمی دهیم. دقیقا چنین چیزی زمانی اتفاق می افتد که نقشها خواهرانه و محو می شود. درها برای دختران باز می شود همانطور که آنها درها را روی مادرانشان می بندند. این موضوع باعث تنفر و دعوا می شود. همچنین دخترها اغلب خودشان را با مادرانشان مقایسه می کنند. آنها ممکن است اینگونه تصور کنند که مادر من باهوش تر و موفق تر از من است.

بهبود بخشیدن به این ارتباط:
برای اینکه هرگونه حس رقابتی را از بین ببریم، تانن پیشنهاد می کند که آنچه که رقیبمان احساس می کند را درک کنیم و رقابت جو نباشیم. اگر اوضاع وخیم شد، جدا بودن از هم به هر دو کمک می کند تا آنچه را که از دیگری نیاز داریم یا حتی نیاز نداریم را تشخیص دهیم. درمورد آن صحبت کنید و این بار با عبارات جدید شروع کنید.


3. شخصیت های مخالف:
مادر شخصیتی سرسخت، مستبد و مخالف دارد و شما اینطور نیستید. ممکن است تصور کنید که شما با مادرتان ژن یکسان دارید اما این درحالی است که شباهت هایی وجود داشته باشد.

نکته مثبت این رابطه:
مخالفتهای مکرر شما با مادرتان زیبا نیست اما همه دعوا و منازعه های شما یک هدف خاصی را دنبال می کند. لی شارکی استادیار مطالعات زنان در دانشگاه مین می گوید: تصور ما از مادران یک شخص حساس و کسی که تربیت بچه ها را به عهده دارد می باشد اما این درست نیست. مادر صرفاً مسئول پخت و پز غذا برای بچه ها نیست بلکه او برای حفظ سلامتی بچه ها تلاش می کند.

چرا این ارتباط چالش برانگیز است:
دعوا کردن با مادرها درمورد چیزهایی شبیه دوست پسر، قد موها، یا جتی سلامت مادرها برای خانم ها گیج کننده است. تانن می گوید: هر کدام از طرفین احساس بی قدرتی می کنند. مادرها احساس می کنند که نادیده گرفته شده اند و سر به سر دخترها می گذارند. دخترها هم اذیت می کنند و حالت تدافعی به خودشان می گیرند.

بهبود بخشیدن به این ارتباط:
تانن می گوید: مادرها قدرتشان را دست کم می گیرند و برعکس قدرت دخترهایشان را دست بالا می گیرند. دخترها می توانند در گفتگوهایشان با اهمیت قائل شدن برای مادرانشان به آنها کمک کنند. با تکرار این جمله " همانطور که شما گفتی..." مادرها تصور می کنند که حتی اگر نصیحت های آنها را نادیده می گیرید حداقل به آن گوش می دهید.


4. تربیت کاملا برعکس:
نقشهایتان به دلیل سن، سلامتی، وضعیت مالی یا فرهنگ با هم عوض می شود. دخترها بیشتر آمادگی این را دارند که از مادرانشان مراقبت کنند.

نکته مثبت این رابطه:
کارن فینگرمن استادیار دانشگاهی در هند با تخصص در زمینه مطالعات خانواده و فرزند می گوید: هرچقدر سن مادر بالاتر می رود حتی اگر مشکلات سلامتی اش رو به بهبود باشد، ما می بینیم که روابط مادر و دختر هم بهبود می بخشد. دخترها احساس نیاز می کنند و مادرها عاشق دخترانشان می شوند. هر دو طرفین نقش یکدیگر را می پذیرند.


چرا این ارتباط چالش برانگیز است:
گذشتن از قدرت و صلاحیت کار سختی است. زمانی که دخترها با بلاتکلیفی و هرگونه ابهامی مواجه شوند یا احساس نیاز کنند، تنش ایجاد می شود و مادرها فکر می کنند که نیاز به کمک آنها نیست. این مبحث در خانواده های نسل اول یا در خانواده هایی که مادر و دختر در دو دوره و دو شرایط مختلف رشد کرده باشند به وجود می آید. دختر، مادرش را تشویق می کند تا عواملی را که باعث این اختلاف شده اند را از بین ببرد و آنها را هدایت کند.

بهبود بخشیدن به این ارتباط:
شرکی پیشنهاد می کند که دخترها برای مادرانشان ارزش بیشتری قائل شوند همانطور که مادران به دخترها قدرت و اختیار کمتری باید بدهند. درمورد رسم و رسوم و فرهنگی که بین هر دوتان مشترک است صحبت کنید. این عامل باعث می شود که دختر ها هویتشان را بهتر بشناسند و اهمیت بیشتری برای مادرهایشان قائل شوند.


5. لازم و ملزوم یکدیگر:
هیچ تصمیمی بدون اجازه و تایید دیگری گرفته نمی شود که این مورد هم خوب است و هم بد.

نکته مثبت این رابطه:
برای دخترها، مطابقت و شباهت مساوی است با نزدیکی. مادرها و دخترهایی که لازم و ملزوم یکدیگر هستند، شباهت ها و تفاوت هایشان را بررسی کنند. زمانی که همه چیزها موافق و سازگار است، همه چیز بر وفق مراد است و طرف مقابل را همان کسی که همیشه می توانید روی آن حساب کنید فرض می کنید.

چرا این ارتباط چالش برانگیز است:
وقتی روی شباهت ها تاکید می شود، تشخیص دادن تفاوت ها کار مشکلی است. زمانی که نظرها با هم فرق دارد، سعی می کنید که اجازه طرف مقابل را جلب کنید. دختر مجبور است که درک کند که مادر مسئول همه چیز نیست. همچنین مادر هم بایستی متوجه شود موفقیت های دختر، موفقیت های او نیست و شکست های دختر شکست های او نیست.

بهبود بخشیدن به این ارتباط:
سالتز می گوید: این ارتباط بسیار سخت است. زیرا ارتباط آنها از ترس رها شدن از یکدیگر جلو می رود. او پیشنهاد می کند حد و مرزهایتان را کم کم درست کنید. دخترها باید بر نظر مادرانشان بسیار اهمیت قائل شوند سپس تصمیم قطعی به صورت مستقل گرفته شود. بنابراین بیشتر خانم ها سعی می کنند مادران موافقی باشند. این تنها کافی نیست به هرحال آنها شما را بیشتر دوست دارند.

 

در مورد قيام «مختار ثقفي»

جدّي‌ترين خونخواه امام حسين (ع)

 

پس از فاجعه خونين كربلا، مردم در خواب فرو رفته كوفه، به گونه اعجاب‌آميزي به خود آمده و قيام‌هايي را عليه حكومت فاسد بني‌اميه آغاز كردند. يكي از قيام‌كنندگاني كه دل اهل‌بيت (ع) را شاد كرد «مختار ثقفي» است.
چهاردهم ربيع‌الثاني سال 66 هجري، سردار فداكار اسلام و مرهم‌گذار دل‌هاي شكسته اهل بيت رسول خدا (ص)، ابو اسحاق مختار بن ابوعبيده ثقفي، قيام خود را در برابر قاتلان امام حسين (ع) و شهداي كربلا آغاز كرد.

*
پيرمرد نابينا، نخستين خونخواه حسين (ع)
نخستين حركت انقلابي، قيام عبدالله بن عفيف، پيرمردي نابينا بود كه با ورود اهل بيت عصمت و طهارت (ع) به مجلس ابن‌زياد، او هم به آن مجلس وارد شده و با سخنان داغ و آتشين خود، به لعن و نفرين و افشاي جنايت‌هاي بني‌اميه و يزيد پرداخت و سرانجام در منزل خود محاصره شده و توسط عمّال ابن‌زياد به شهادت رسيد.
پس از آن، قيام "توّابين " به رهبري سليمان بن صرد خزاعي و تني چند از بزرگان كوفه شكل گرفت. آنان كساني بودند كه به حضرت امام حسين (ع) نامه دعوت به كوفه نوشته بودند، اما با حركت و ورود امام به عراق، سكوت كرده و به ياري امام اقدام نكردند.
پس از شهادت امام حسين (ع) و اسارت اهل بيت آن حضرت، وجدان‌هاي خفته اين افراد بيدار شده و خود را در خسران عجيبي ديدند و براي كفّاره گناه خود، دست به قيام زده در برابر ابن‌زياد و سپاه او به مبارزه برخاستند.
گرچه قيام توابين به ثمر نرسيد، ولي براي بيداري امت اسلامي، جرقه قابل توجهي بود و زمينه و جرأت و جسارت قيام در برابر حكومت ديكتاتوري اموي را به خوبي فراهم كرد.

*
قيام مختار، مهم‌ترين و مؤثرترين قيام در برابر جنايتكاران كوفه
مختار ابو عبيد ثقفي از قبيله‌ ثقيف، كنيه‌اش ابو اسحاق و لقبش مختار كيسان بود. فرقه كيسانيه به مختار منسوب هستند.
مختار در سال اول هجرت متولد شد. او جنگجوئي شجاع بود و به همراه پدرش، در سيزده سالگي در يكي از جنگ‌ها شركت كرد.
مختار را به مدح و ذم توصيف كرده‌اند،به علت خونخواهي حسين بن علي و يارانش بسيار او را ستوده‌اند، آن چنان كه امام باقر (ع) فرموده است: "مختار را دشنام ندهيد، او قاتلان ما را كشت و خونخواهي ما نمود ". از طرفي، بعضي آن را "كذّاب " ناميده‌اند و اتهاماتي چون ادعاي "نبوّت " براي خودش و ادعاي "مهدويت " براي محمد بن حنفيه و تأسيس فرقه كيسانيه را براي او برشمرده‌اند كه اغلب اين نسبت‌ها، بعد از مرگ مختار بوده و همانگونه كه در تاريخ نقل شده است، مهم‌ترين عامل اين اتهامات، ضرباتي است كه او بر پيكر امويان وارد كرده است.
مختار مردي باهوش و آگاه و خردمند بود. او تعبّد زياد داشت و به گفته همسرش از بندگان صالح خدا بود. همسر او بعد از اين توصيف به دستور "مصعب بن زبير " زنداني و بعد به قتل رسيد.
پدرش در واقعه يوم‌الحجر در عراق به قتل رسيد و پس از آن، مختار تحت سرپرستي عمويش سعد قرار گرفت. خانواده او به سرپرستي عمويش به كوفه هجرت كردند.
علي (ع ) كوفه را مركز خلافت قرار داد. آن حضرت عموي مختار را استاندار مدائن كرد و مختار نيز در كنار عمويش در آن جا ساكن شد و مختار بعدها از شيعيان شد.
مختار پس از شهادت علي (ع) به بصره رفت و مدتي در آنجا ماند. پس از مدتي دوباره به كوفه آمد. وقتي مسلم بن عقيل از سوي امام حسين (ع ) به كوفه رفت، در منزل مختار سكونت كرد و به خاطر همكاري با مسلم بن عقيل به زندان انداخته شد.
عبدالله عمر، "صفيه " خواهر مختار را به همسري برگزيد و به اين ترتيب مختار فاميل عبدالله بن عمر شد. مختار در تمام مدتي كه جريان كربلا رخ داد، در زندان بود تا اينكه بعدها با وساطت عبدالله بن عمر از زندان آزاد و مجبور به سفر به طائف شد.
مختار، هنگامى از زندان رهايى يافت كه واقعه كربلا و قيام اباعبدالله الحسين(ع) و شهادت آن حضرت و يارانش در كربلا به پايان رسيده بود و او افسوس فراوان مى‏خورد كه چرا توفيق حضور در ركاب آن حضرت را نداشت. مختار از آن پس به سوى حجاز رفت و در مكه با قيام "عبدالله بن زبير " آشنا شد.
وى پس از ديدارهايى با عبدالله بن زبير، وى را هم فكر و هم عقيده خويش نيافت و بدين جهت از وى جدا شد و به طائف رفت و پس از يك سال، بار ديگر به مكه رفت و با وساطت برخى از شخصيت‏ها، دوباره با عبدالله بن زبير ديدار كرد و با او به صورت مشروط بيعت كرد و شرط او اين بود كه وى، پس از عبدالله بن زبير، بالاترين پست حكومتى را داشته باشد، تا از اين طريق به هدف‏ها و خواسته‌هايش برسد.
در جريان محاصره مكه توسط سپاه اموي، مختار نيز در كنار ديگران از حرم الهي دفاع كرد. پس از پايان محاصره، مختار به كوفه بازگشت. در اين زمان كوفه به دست طرفداران عبدالله بن زبير افتاده بود.

*
حمايت غير مستقيم "محمد بن حنيفه " از مختار
ورود مختار به كوفه مصادف با آمادگي توابين براي خروج از شهر بود. طبعاً مختار نمي‌توانست در مقابل سران توابين قد علم كند؛ به همين دليل صبر كرد تا عاقبت كار توابين مشخص شود.
پس از خروج توابين از شهر، قاتلان امام حسين (ع) كه از مختار هراس زيادي داشتند. حاكم زبيري كوفه را وادار كردند تا مختار را زنداني كند. مختار دوباره زنداني شد، اما پس از مدتي با شفاعت عبدالله بن عمر نزد ابن زبير آزاد گرديد.
وي پنهاني مشغول آماده كردن قيام خود گشت و از بازماندگان توابين خواست تا آماده باشند. او آنان را به كتاب خدا، سنت رسول، انتقام خون اهل بيت، دفاع از ضعفاء و جهاد با كساني كه حرام اسلام را حلال كرده‌اند، دعوت مي‌كرد.
مختار شيعيان را در محل‌هاي خاصي گرد هم مي‌آورد و خود را به عنوان نماينده محمد بن حنفيه مطرح مي‌ساخت.
گروهي از شيعيان نزد محمد بن حنيفه در مدينه رفتند و از او در اين باره پرسيدند. محمد بن حنيفه از فرزندان امام علي (ع) و برادر ناتني امام حسين (ع) نيز به صورت سر بسته و مبهم از مختار حمايت كرد، يعني گفت: "من دوست دارم تا خدا به دست هر كسي كه خود از بندگانش مي‌خواهد، انتقام ما را بگيرد ".
اما اين سخنان به صورت حمايت رسمي محمد بن حنفيه از مختار در ميان شيعيان منتشر و موجب شد تا شيعيان زيادي به وي بپيوندند. مختار در پي افراد نيرومند و پر نفوذي بود كه بتواند پايگاه خود را مستحكم نمايد.
از جمله آنان ابراهيم بن اشتر، فرزند مالك‌اشتر بود كه توانست او را به سوي خود جلب كند. بالاخره در شب چهاردهم ربيع الاول سال 66 شورشي آغاز شد.
دسته‌هاي سپاهيان او در شهر مي‌گشتند تا هر كه مي‌خواهد به آنان ملحق شود. در جريان تسخير شهر كوفه توسط نيروهاي مختار، درگيري‌هاي متعددي رخ داد.
ممكن است گفته شود اجازه از محمد حنفيه دليل بر رضايت ائمه از قيام او نمي‌شود، ولي با توجه به اينكه از طرفي، مختار مي‌دانست هر گونه حكومت و سياستي جز به فرمان معصوم صحيح نيست، و از سوي ديگر با توجه به شخصيت و تقواي محمد، او بدون اذن امام زمانش، اجازه چنين كاري را صادر نمي‌كند، و عدم اذن مستقيم از امام (ع) به خاطر رعايت شرايط تقيه بوده است.
مختار براي گرفتن اجازه به سراغ محمد بن حنفيه مي‌رود. در اين ديدار محمد بن حنفيه او را به تقوا سفارش مي‌كند و با رعايت شرايط تقيه، سخناني مي‌گويد كه مختار از آن، اجازه براي قيام مي‌فهمد و با توجه به شخصيت معنوي محمد بن حنفيه، مي‌توان گفت اجازه او با اذن امام سجاد (ع) بوده است.

*
كشتار 3 هزار نفر به دست مختار در خونخواهي حسين (ع)
سرانجام كوفه بدست مختار افتاد و "عبدالله بن مطيع " حاكم زبيري مخفيانه از شهر خارج شد. مختار با مردم شهر به عنوان امير آنها بيعت كرد.
اما اشراف كوفه كه از مختار هراس داشتند دست به قيام زدند، كه قيامشان سركوب شد. پس از اين جريان، مختار ماموريت اصلي خود يعني كشتن قاتلان امام حسين (ع) را آغاز كرد.
وي اعلام كرد: هر كس در خانه خويش را به روي خود ببندد، امنيت خواهد داشت، مگر كسي كه در ريختن خون فرزندان پيامبر مشاركت داشته باشد. بسياري از اشراف كه در ماجراي كربلا دست داشتند، به سمت بصره فرار كردند.
اما ياران مختار بسياري از آنان را دستگير كرده و نزد مختار مي‌آوردند؛ او نيز دستور مي‌دهد كه آنان را به قتل برسانند؛ حتي دست و پاي بعضي را كه جرمشان سنگين‌ بوده قطع كرده و به قتل مي‌رساندند. تعداد تخميني كساني كه به جرم شركت در حادثه كربلا كشته شدند، حدود سه هزار نفر ذكر شده است.
از جمله اين افراد "شمر بن ذي الجوشن "، "حرمله " و "عمر بن سعد " را مي‌توان نام برد.
ياران مختار كه عموماً از مواليان و ايرانيان مقيم عراق و شيعيان و دوستداران اهل بيت (ع) بودند، در اندك مدتى بر بخش‌هايى از عراق تسلط پيدا كردند.
مختار پس از پيروزى، به تعقيب جنايتكاران واقعه كربلا پرداخت و بسيارى از آنان را دستگير و به سزاى كردارشان رسانيد و برخى از آنان را در ميدان جنگ به قتل آورد و برخى ديگر را در هنگام شكست، اسير و به وضع فجيعى به هلاكت رسانيد.
بعد از اين وقايع، مختار، سپاهي را به سمت مدينه فرستاد تا مدينه را از تسلط عبدالله بن زبير، خارج ساخته و به اين ترتيب زمينه را براي حاكميت شيعي بر حجاز آماده كند.
انقلابيون كوفه، با شعار "يالثارات الحسين " حركت خويش را گسترش داده و با نيروهاى عبدالله بن مطيع، نماينده عبدالله بن زبير به نبرد برخاستند و با شكست دشمن، حكومت كوفه را به دست گرفته و نماينده عبدالله بن زبير را اخراج كردند.
وى با اين اقدامات خويش، قلب شيعيان و اهل بيت داغدار را شاد كرد و دعاى آنان را بدرقه خويش نمود.
مختار با سه جبهه مهم از دشمنانش روبرو بود، اول "عبدالله بن زبير " كه برادرش مصعب بن زبير را به جنگ مختار فرستاده بود. دوم، امويان شام كه عبيدالله بن زياد را براى سركوبى مختار به سوى عراق گسيل كرده بود. سوم، ضد انقلاب داخلى و گردنكشان مخالف اهل بيت (ع) كه در كوفه و اطراف آن ساكن بوده و با قيام مختار به شدت مخالفت مى‏ورزيدند.

*
عاقبت افرادي كه در حادثه كربلا دست داشتند
آنان كه در قتل امام حسين (ع) دست داشتند مخفي شدند؛ مختار فرمان داد، قاتلان امام حسين (ع) را تعقيب كنيد؛ در پي اين فرمان عمليات تعقيب و دستگيري قاتلان كربلا شروع شد.
ده نفر از قاتلان حادثه كربلا كه بر بدن امام حسين (ع) اسب تاخته بودند، دستگير و به پشت خوابانده شدند. آنان را به زمين ميخ كوب كردند و اسب‌ها را با نعل آنقدر بر آنان تاختند كه به هلاكت رسيدند.
"
شمر "، شتر امام حسين (ع) را كه مخصوص امام (ع) بود، به عنوان غنيمت به كوفه آورده و آن را به شكرانه كشتن امام حسين(ع) ذبح كرده و بين دشمنان اهل‌بيت تقسيم كرده بود.
به دستور مختار، آن خانه‌ها شناسائي شدند و خراب كردند و كساني را كه با آگاهي، از گوشت آن شتر حضرت خورده بودند، اعدام كردند.
به روايتي شمر بن ذي الجوشن در حال فرار زخمي و اسير شد؛ مختار دستور داد او را گردن زدند و بعد بدن او را در روغن جوشان افكندند.
"
بجدل بن سليم كلبي " كه انگشتر امام (ع) را از دست امام در آورده و غارت كرده بود، دستگير شد. مختار دستور داد انگشتانش را قطع كنند، دو پايش را هم قطع كردند و در همان حال مرد.
"
خولي " كه سر امام حسين (ع) را به كوفه برده بود، دستگير شد. مختار دستور داد كه او را در مقابل خانه‌اش كشتند و جسدش را آتش زدند.
"
سنان بن انس " كه روز عاشورا بر بدن امام حسين (ع) نيزه مي‌زد و از قاتلان اصلي امام حسين (ع) بود، دستگير شد. او را دست بسته نزد مختار آوردند.
مختار دستور داد ابتدا انگشتان او را بريدند، سپس دو دستش را، سپس دو پايش را و زنده‌زنده داخل روغن جوشان انداختند.
"
حكيم بن طفيل " كه امام حسين (ع) را با تير مي‌زد و قاتل حضرت عباس است، دستگير شد و نيروهاي انقلابي ،خودشان او را تيرباران كردند چون ترسيدند كه "عدي " از مختار عفو او را بخواهد.
"
حرمله " كه حضرت علي اصغر را به شهادت رسانده بود، دستگير و نزد مختار آورده شد. مختار دستور داد اول دو دست او را قطع كردند، سپس دستور داد دو پايش را هم بريدند و پس از آن او را آتش زدند.

*
سرانجام كار مختار
سرانجام دشمنان مختار از درون و بيرون، حكومت وى را تحت فشار قرار داده و سپاهيان وى را در چند جبهه درگير كردند. مصعب بن زبير كه به كوفه هجوم آورده بود، با همكارى ضد انقلاب كوفه، سپاهيان مختار را پس از نبردى سنگين وادار به شكست كرد و در اين ميان، مختار شجاعانه به قتل رسيد.
بدين ترتيب، مختار بن ابى عبيده ثقفى با قيام خونين خود، انتقام خون شهيدان كربلا را از جنايتكاران و قاتلان كربلا گرفت و افرادى چون عبيدالله بن زياد، عمر بن سعد، شمر بن ذى الجوشن، محمد بن اشعث، حصين بن نمير، شُرحبيل بن ذى الكلاع و بسيارى از آنان را به سزاى كردارشان رساند.
مدت حكومت مختار، يكسال و نيم بود و در 14 رمضان سال 67 هجري قمري در سن 67 سالگي از دنيا رفت. قبر او، در رواق راهرو مرقد حضرت مسلم بن عقيل در كوفه است.

*
روايات مختلف در مورد مختار
در مورد قيام مختار، دو دسته روايت وارد شده است. دسته اول، رواياتي است كه به مذمت مختار پرداخته و او را شخص كذاب معرفي مي‌كند.
در مورد اين روايات مي‌توان گفت: اولاً؛ اين احاديث از نظر سندي ايراد دارند. ثانياً؛ مختار كسي است كه از قاتلان اهل بيت (ع) و سرور شهيدان انتقام گرفته است. پس چطور مي‌توان گفت مورد بغض و نفرت اهل بيت (ع) بوده است. به نظر مي‌رسد اين روايات ساخته دست دشمنان و مخالفين مختار است تا شخصيت او را نزد شيعيان زير سئوال ببرند.
در مقابل، رواياتي است كه به مدح مختار و قيام او پرداخته است. به عنوان نمونه، پس از ارسال سر بريده عمر سعد و ابن زياد نزد امام سجاد (ع)، ايشان در حق مختار فرمودند: "حمد و ستايش خدايي را كه انتقام ما را از دشمنانم گرفت و خداوند به مختار، پاداش و جزايي خير عطا فرمايد ".
همچنين نقل است كه نزد امام باقر (ع) سخن از مختار به ميان آمد. عده‌اي به وي ناسزا مي‌گفتند، حضرت فرمودند:
"
به مختار ناسزا نگوئيد، زيرا او بود كه قاتلين شهداي ما را كشت و انتقام خون را از دشمنان گرفت ".
امام صادق (ع) هم در مورد او فرمودند: "(پس از حادثه كربلا)، هيچ زني از زنان آرايش نكرد و خضاب نيست، تا زماني كه مختار، سر بريده ابن زياد و عمر سعد را براي ما فرستاد ".
از مجموع اين احاديث به دست مي‌آيد كه در شخصيت و حُسن عقيده مختار، شك و شبهه‌اي نيست و قيام او مرضيّ خدا و اهل بيت پيامبر (ص) بوده است و از طلب رحمتي كه حضرت سجاد (ع) در حق او كرد، روشن مي‌شود كه مسلك او امامي بوده است.
بنابراين ايراد "كيساني " بودن و دعوت مردم به سوي خويش و امامت محمد بن حنفيه وارد نيست، چون طلب رحمت از سوي ائمه (ع) براي شخصي كه اعتقادش بر حق نباشد، جايز نيست.

عشق چیست ؟

 

شاگردی از استادش پرسید: عشق چست ؟
استاد در جواب گفت: به گندم زار
برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش كه نمی توانی به عقب
برگردی تا خوشه ای بچینی
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید: چه آوردی ؟
با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیداكردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد گفت: عشق یعنی همین…!
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست ؟
استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش كه باز هم نمی توانی به عقب برگردی
شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت .
استاد پرسید كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولیندرخت بلندی را كه دیدم، انتخاب كردم. ترسیدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم .
استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین…!

و این است فرق عشق و ازدواج

نکته

دقت كنيد كه اگر درحين رانندگي در شب مورد اصابت تخم مرغ به شيشه جلو قرار گرفتيد از زدن برف پاك كن و پاشيدن آب به شيشه بپرهيزيد!!
چونكه تخم مرغ با آب مخلوط شده و بصورت يك مخلوط شيري مي گردد كه تا 90 درصد ديد شما رااز بين ميبرد
سپس شما مجبور به توقف در كنار جاده ميشويد و در اين موقع تبديل به يك قرباني براي دزدان خواهيدشد
اين يك تكنيك جديد مورد استفاده توسط دزدان است
اين موضوع را به اطلاع دوسستان و آشنايان برسانيد
لطفاً قضيه را جدي گرفته و موضوع را براي تمامي دوستان حتي كساني كه رانندگي نمي كنند نيزبفرستيد .

توصیه هایی کوتاه و مفید


به خانمهای کدبانو!

 

اگر هنگام گذاشتن هویج در یخچال، سر آن را ببرید مدت بیشتری تازه می‌ماند و پلاسیده نمی‌شود.
  

اگر مهمان دارید و می‌خواهید چای شما زود آماده شود به اندازه یك استكان آب در كتری بریزید و بگذارید به جوش آید. وقتی جوشید با آن چای خود را دم كنید و سپس كتری را پركنید تا بجوشد. وقتی جوش آمد، چای غلیظ به دست آمده را رقیق كنید. دیگر فرصت بیشتری برای دم كشیدن نیاز نخواهید داشت.
 

خش‌های ظروف بلوری را می‌توانید با خمیر دندان صیقل داده و محو كنید.
 

اگر آب گوشت را قبل از پخت بگیرید، هنگام پختن (بخصوص به شیوه بیفتك) كمتر سفت می‌شود.
 

اگر سوراخ‌های بخار اتوی شما گرفته است، نصف استكان سركه در آن بریزید و بگذارید یك شب بماند.

 

تلفن خود را با محلول الكل تمیز كنید تا ضمن پاكیزگی، ضدعفونی نیز بشود و از میكروب‌های منتقل شده توسط افرادی كه با آن گفتگو كرده‌اند در امان باشید. این كار را در مورد تلفن محل كار خود نیز می‌توانید انجام دهید.

 

اگر روی گوشت مخلوط سركه و روغن زیتون بمالید و بگذارید 2 ساعت بماند، ترد می‌شود.

 

اگر می‌خواهید هنگام پخت، طعم گوجه فرنگی حفظ شود، به اندازه نصف قاشق چایخوری شكر به آن اضافه كنید.

 

اگر می‌خواهید پوست گوجه فرنگی را بكنید، آن را در آب جوش بیندازید و سپس در آب یخ غوطه‌ور كنید. اگر قبل از این كار با نوك چاقو شیارهایی روی پوست آن ایجاد كنید، براحتی پوست گوجه فرنگی جدا خواهد شد.

 

اگر می‌خواهید گل كلم هنگام پخت سفید و درخشان شود، هنگام پخت كمی شیر به آن اضافه كنید.

 

گذاشتن ظرف جوش شیرین در یخچال باعث می‌شود كه بوی بد یخچال از بین برود.

 

با گذاشتن ساقه كرفس داخل كیسه نان، می‌توانید مدت بیشتری آن را تازه نگه دارید.

 

اگر می‌خواهید موز زمان بیشتری باقی بماند، باید آن را در فویل آلومینیومی پیچیده و در یخچال بگذارید.

 

اگر می‌خواهید مغز گردو سالم خارج شود، آن را یك شبانه‌روز در آب نمك خیس كنید و سپس بشكنید.

محبت را احتکار نکنيد!

 

 

همه ما بارها و بارها مطالبي را خوانده ايم که محبت متقابل را رمز استحکام و بهبود روابط زناشويي مي داند. اما چگونگي ابراز محبت نيز از اهميت ويژه اي برخورداراست. لذا سعي داريم در سطور زير به چهار مرحله لازم جهت اظهار محبت اشاره کنيم.


1 - اظهار محبت زباني: از نظر اسلام منتهاى اهانت و تحقير براى يك زن اينست كه مرد بگويد من ترا دوست ندارم , از تو تنفر دارم , و آنگاه قانون بخواهد بزور و اجبار آن زن را در خانه آن مرد نگهدارد . قانون مي تواند زن را در خانه مرد نگهدارد , ولى قادر نيست زن را در مقام طبيعى خود در محيط زناشوئى , يعنى مقام محبوبيت و مركزيت نگهدارى كند . قانون قادر است مرد را مجبور به نگهدارى از زن و پرداخت نفقه و غيره بكند , اما قادر نيست مرد را در مقام و مرتبه يك فداكار و بصورت يك نقطه گردان در گرد يك نقطه مركزى نگهدارد . از اين رو هر زمان كه شعله محبت و علاقه طرفين خاموش شود ازدواج از نظر طبيعى مرده است. پروفسور ريك , روانشناس امريكائى مي گويد :« بهترين جمله اى كه يكمرد ميتواند بزنى بگويد , اصطلاح ( عزيزم , تو را دوست دارم ) است. » هم او ميگويد : « خوشبختى براى يك زن يعنى بدست آوردن قلب يكمرد و نگهدارى او براى تمام عمر .»
رسول اكرم , آن روانشناس خدائى , مى فرمايد: « سخن مرد به زن ( تو را دوست دارم) , هرگز از دل زن بيرون نمى رود »
مردان شكارچى نيز از اين احساس زن همواره استفاده ميكنند . دام [( عزيزم , از عشق تو ميميرم )] براى شكار دخترانى كه درباره مردان تجربه اى ندارند بهترين دامها است .


2 - محبت به اين صورت که : درمقابل خشمش به اندازه اي سکوت کند كه او را خشمگين تر نكند و به اندازه اي حرف بزند كه او را خشمگين تر نکند.


3 - محبت به صورت انجام وظيفه در مقابل همسر
وظيفه مردها در مقابل زن ها: اول ،هنگام ورود به خانه پاسخگوي خوبي به سئوالاتش باشيد. دوم ، وقتي که زن براي مرد چيزي راتعريف مي کند از مرد درد دل مي خواهد نه راه حل، لذا مرد بايد با او هم دردي کند.
سوم، زن دوست دارد با مرد خودش صحبت کند، مرد بايد به اين خواسته زن توجه نمايد.
اما سه وقت است که خانمها بايد مراقب باشند :
اول، 15 دقيقه اولي که مرد وارد خانه ميشود . دوم، وقتي که مرد در مورد مسائل فرزندان صحبت مي کند .
سوم، هنگامي که حرف مرد به عنوان قانون ، فرمان ، دستوري صادر مي شود براي شکسته نشدن ابهت مرد گوش دادنش لازم است .
عشق
امام باقر ( ع ) ميفرمايد : زن بايد چند وظيفه را نسبت به شوهرش اعمال بکند : نخست: در مقابل شوهرش شيک ترين لباس را بپوشد . دوم: از اسرار زندگي تا لحظه آرامش براي مرد چيزي نقل نکند مثل مشکلات زندگي . سوم: نسبت به آنچه که شوهرش به آن مي پردازد وحالت تهاجمي دارد احساس صبوري از خود نشان دهد.
وظايف مرد نسبت به زن : يك، نسبت به آنچه که زن از احساساتش بروز مي دهد و خطاست چشم پوشي کند. دوم، مرد نسبت به زن بايد مديريت فکري داشته باشد . » زيرا خانمها از نظر عاطفي در صورتي که در شرايط جديد قرار بگيرند بازگشت به حالت گذشته برايشان سخت است .


4 - محبت به صورت الفت اخلاقي داشتن که در چهار چيز است :
اول: نشستن زن و مرد در کنار هم و گرفتن دست يکديگر تا علا قه شان به يکديگر منتقل شود .
پيامبر اکرم ( ص ) مي فرمايد:« نشستن زن ومرد درکنار هم و در کنار فرزندشان که بتوانند محبت کنند در پيشگاه خداوند ثوابش بيشتر از اعتکاف در خانه من است. »
دوم: به همديگر بگويند که يکديگر را دوست دارند و دليلشان را هم بگويند امام صادق (ع) مي فرمايد:« هر کس ما را بيشتر دوست دارد به همسرش بيشتر دوستي مي کند.»
سوم: در کنار هم غذا خوردن
چهارم: رفتارهاي مثبت همديگر را تاييد و مورد توجه قرار دهند.
پنجم: در قضاوت عجله نکردن نسبت به کارهاي يکديگر، داشتن صداقت (صراحت وصميميت) و ابهام زدايي کردن

چطور و چگونه بهتر زندگی کنیم؟


 

 

پرسیدم چطور بهتر زندگی کنم؟ با کمی مکث جواب داد: گذشته‌ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر با اعتماد زمان حالت را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو
ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه‌ای بیانداز شک‌هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن زندگی شگفت انگیز است، در صورتی‌که بدانی چطور زندگی کنی
پرسیدم آخر ...
و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود، ادامه داد: مهم این نیست که قشنگ باشی، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر کوچک باش و عاشق ... که عشق، خود میداند آیین بزرگ کردنت را بگذار عشق خاصیت تو باشد، نه رابطه‌ی خاص تو با کسی موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه‌ی پایان رسیدن داشتم به سخنانش فکر می‌کردم که نفسی تازه کرد و ادامه داد: هر روز صبح در آفریقا آهویی از خواب بیدار می‌شود و برای زندگی کردن و امرار معاش در صحرا می‌چرد
آهو می‌داند که باید از شیر سریع‌تر بدود، در غیر این‌صورت طعمه شیر خواهد شد شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا می‌گردد و می‌داند که باید از آهو سریع‌تر بدود تا گرسنه نماند مهم این نیست که تو شیر باشی یا آهو مهم اینست که با طلوع آفتاب از خواب برخیزی و برای زندگیت با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن کنی به‌ خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی می‌خواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... که چین از چروک پیشانیش باز کرد و با نگاهی به من اضافه کرد:
زلال باش ...،‌
زلال باش ...،
فرقی نمی‌کند که گودال کوچک آبی باشی، یا دریای بیکران فقط، اگر حقیقتا زلال باشی، آسمان در توست و تو جاری هستی تا زندگی جاری باشد ...
زندگی قانـــــــون نیست
زندگی قافیه باران است
من اگر پاییزم و درختان امیدم همه بی برگ شدند
تو بهاری و به اندازه ی باران خدا زیبایی
و بلندای امیدت پاسداشتی مداوم برای زندگیست

چگونه پولدار شویم؟

چگونه پولدار شویم؟

مصاحبه‌ فایننشال تایمز با جیم راجرز
یکی از بزرگترین سرمایه‌داران آمریکایی

 

جیم بیلند راجرز (متولد ۱۹ اکتبر ۱۹۴۲-اهل دموپولیس ایالت آلاباما) یک سرمایه‌گذار آمریکایی و مفسر مالی موفق است که در حال حاضر در سنگاپور زندگی می‌کند. او یکی از پدیدآورندگان کوانتوم فاند (Quantum Fund)،استاد دانشگاه، نویسنده، مفسر اقتصادی است.
نشریاتی چون تایم، واشینگتن پست و نیویورک تایمز، بارونز فوربز، فورچون، وال استریت جورنال، فایننشال تایمز و بسیاری دیگر از نشریاتی که در زمینه اقتصاد یا فاینانس به فعالیت می‌پردازند به طور مستمر مقالاتی در مورد وی به چاپ رسانده‌اند. وی خود را پیرو مکتب اتریشی در اقتصاد می‌داند.


آیا هیچ وقت فکر می‌کردید که روزی به جایی که‌امروز هستید خواهید رسید؟
خیر، من هم مثل تمامی افرادی که به چنین موقعیتی دست یافته‌اند، غافلگیر شده‌ام. من مطمئنا می‌خواستم که در زندگی به جای خوبی برسم و حاضر بودم که برای آن به سختی کار کنم. من همیشه می‌خواستم که زود بازنشسته شوم، ولی هیچ وقت فکر نمی‌کردم که این اتفاق قبل از چهل سالگی‌ام به وقوع بپیوندد.


وقتی متوجه شدید که اولین میلیون ثروت خود را به دست آورده‌اید آیا وسوسه شدید که کمی کندتر به کارتان ادامه دهید؟
به روشنی روزی را که ارزش خالص دارایی‌ام به‌ یک میلیون دلار رسید، به یاد دارم، نوامبر ۱۹۷۷. آن موقع ۳۵ سال داشتم، و می‌دانستم که برای انجام کاری که می‌خواستم در ۳۷ سالگی – سنی که تصمیم گرفته بودم در آن برای ماجراجویی دست از کار بکشم – انجام دهم
به بیشتر از اینها نیاز دارم.


رمز موفقیت شما در چیست؟
ـ من اصلا باهوش‌تر از قسمت اعظمی از مردم نیستم، بلکه انگیزه‌ام برای کار و تحمل سختی، از آنها بیشتر بود. من آماده بودم تا عقل سلیم را بیازمایم. اگر همه‌ یک جور فکر کنند باز هم دلیل نمی‌شود که اشتباه نکنند و اگر بتوانید بفهمید که همه دارند اشتباه می‌کنند، به راحتی می‌توانید مقدار زیادی پول درآورید.


استراتژی سرمایه‌گذاری شما چیست؟
ـ ارزان می‌خرم و گران می‌فروشم. من سعی می‌کنم کالایی را پیدا کنم که ارزان باشد و یک تغییر مثبت در حال اتفاق افتادن باشد. سپس به قدری مطالعه و پژوهش می‌کنم که قانع شوم درست فکر می‌کردم. البته آن کالا هم باید به قدری ارزان باشد که اگر هم اشتباه کرده باشم خیلی ضرر نکنم. معمولا هر باری که اشتباه می‌کنم به این دلیل است که به‌اندازه‌ کافی بررسی و مطالعه نکرده‌ام.
هیچ وقت ارزش «انجام مسوولیت» را دست کم نگیرید. در دهه‌ ۱۹۶۰، جنرال موتورز موفق‌ترین شرکت جهان بود. یک روز، یک تحلیلگر جنرال موتورز به جلسه‌ هیات مدیره رفت و این پیغام را به آنها داد: «ژاپنی‌ها دارند می‌آیند.» آنها این حرف وی را جدی نگرفتند. ولی سرمایه‌گذارانی که مطالعه و بررسی‌های خودشان را درست و دقیق انجام می‌دادند سهام جنرال موتورز خود را فروختند و به جایش سهام تویوتا خریدند.
من در حال حاضر به دنبال خرید هیچ سهامی نیستم. ولی اگر چیزهایی وجود داشته باشند که در حال حاضر از لحاظ ارزشی دست کم گرفته شده باشند، برخی کالاهای اولیه و برخی از ارزها هستند.


بهترین سودی که کردید کی و چگونه بود؟
ـ کوانتوم فاند. وقتی در سال ۱۹۷۰ شرکت را تاسیس کردیم، من تنها ۶۰۰دلار ته جیبم داشتم. بعد از ۱۰ سال دارایی ما ۴۲۰۰ برابر شده بود.


آیا می‌خواهید آنقدر ادامه دهید تا بالاخره سقوط کنید؟
ـ خیر. این روزها من ساعات بسیار کمی از روز را صرف کار می‌کنم، چرا که دو دختر کوچک دارم و می‌خواهم بیشترین وقت ممکن را با آنها بگذرانم.
هر دو دختر ما دایه‌‌ای چینی دارند و زبان چینی را به خوبی صحبت می‌کنند. برای نسل آنها، انگلیسی و چینی مهم‌ترین زبان‌ها خواهند بود.


آیا هیچ حقوق بازنشستگی دارید؟
ـ من حقوق بازنشستگی ندارم و امیدوارم که نیازی به آن نداشته باشم. من دارایی‌هایم را جمع کرده‌ام و با استفاده از آنها زندگی می‌کنم.


چه فعالیت‌هایی در زمینه‌های خیریه انجام می‌دهید؟
ـ من به دانشگاه‌ها و دانشجویان و دانش‌آموزان سراسر دنیا کمک مالی می‌کنم و اعتقادم بر این است که به جای دانشگاه‌ها بیشتر به دانشجویان و دانش‌‌آموزان باید کمک کنم؛ چرا که آنها بیشتر از مدیران و مسوولان به کمک مالی نیاز دارند.


آیا اهل ولخرجی و افراط هستید؟
ـ من دوبار به دور دنیا سفر کرده‌ام. بار اول سال ۱۹۹۰ حرکت کردم و با موتور سیکلت در۲۲ ماه ۶ قاره را در نوردیدم. بار دوم که در سال ۱۹۹۹ شروع شد، من و همسرم در ۳ سال، به ۱۱۶ کشور دنیا سفر کردیم.


آیا می‌خواهید ثروتتان را به بچه‌هایتان انتقال دهید؟
ـ من همیشه به این موضوع فکر کرده‌ام، اگر شما خیلی به بچه‌هایتان پول بدهید، آنها را لوس می‌کنید. من وصیت نامه‌ام را طوری تنظیم کرده‌ام که تا سن سی سالگی شان چیز زیادی بهشان نرسد.
من به دانشگاه‌هایی چون ییل و آکسفورد رفته‌ام و تعداد زیادی از بچه‌های افراد ثروتمند را دیده‌ام که هیچ‌وقت نیازی به کار و سختی کشیدن نداشته‌اند. من می‌خواهم که بچه‌هایم تحصیلات خوبی داشته باشند و محیط کار را تجربه کرده باشند.
تحصیلات و لزوم به کار کردن زندگی مرا عوض کرد و مرا از مرداب آلاباما به اقیانوس جهان پرتاب کرد.


در هنگام رکود مردم با پول‌هایشان باید چه کار کنند؟
ـ روی چیزهایی سرمایه‌گذاری کنید که از آنها سر در می‌آورید. اشتباهی که بیشتر مردم مرتکب می‌شوند این است که بنا به حرف مجلات و برنامه‌های تلویزیونی سرمایه‌گذاری می‌کنند.
بسیاری از مردم در مورد چیزهایی اطلاعات زیادی دارند و باید روی همان چیزها سرمایه‌گذاری کنند. این شیوه‌‌ای است که آدم را ثروتمند می‌کند.
شما با سرمایه‌گذاری روی چیزهایی که هیچ در مورد آنها نمی‌دانید، هیچ سودی نخواهید کرد.

مترجم: حسن افروزی

پانزده فضيلت ناشناخته

از حضرت امام حسين (عليه السلام)



.:
سوال:

لطفاً براي من پانزده فضيلت از حضرت امام حسين (عليه السلام) بنويسيد كه معمولاً ناشناخته هستند.
 

.: پاسخ:

حضرت سيدالشهداء (ع):
1. فرزند پيامبر(ص) و فاطمه(س) بود.
2. فرزند اميرالمؤمنين علي(ع) ابن ابيطالب بود
3. پيامبر(ص) فرمود: حسن (ع) و حسين(ع) دو سيّد جوانان اهل بهشت هستند
4. هم چنين فرمود: حسن(ع) و حسين(ع) امام اين امت هستند چه قيام كرده باشند و چه قيام نكرده باشند.
5. سخاوت و شجاعت پيامبر(ص) را به ارث برده بودند.
6. از گناه و ناپاكي دور بودند
7. داستان مباهله پيامبر اكرم(ص) او را همراه برادر، مادر و پدرش به ميدان مباهله آورد.
8. آيه اهل البيت سوره احزاب در حق او و برادر، مادر و پدرش نازل شد.
9. داستان سوره دهر مربوط به او و پدر، مادر و برادرش بود.
10. در مسند احمد كه كتاب اهل سنّت است جلد 6 صفحه 299 آمده كه ام الفضل خواب ديد كه عضوي از اعضاء پيامبر(ص) در خانه اوست پس پيامبر(ص) را ديد و پيامبر(ص) فرمود كه خواب خوبي ديده‌اي فاطمه فرزندي آورده است او را با شير قثم فرزندت متكفل شو.
11. در صحيح بخاري در كتاب ادب آمده است كه (در باب رحمة الولد و تقبيله) كه كسي از عبدالله بن عمر پرسيد كه كشتن پشه در ماه حرام (محرم) چه حكمي دارد؟ ابن عمر گفت اهل كجا هستي گفت اهل عراق، ابن عمر گفت نگاه كنيد مرا از كشتن پشه سؤال مي‌كند در حالي كه فرزند پيامبر(ص) را در اين ماه مي‌كشند، من از پيامبر(ص) شنيدم كه مي‌فرمود:حسن و حسين دسته‌گل‌هاي من در دنيا هستند اين حديث هم در بخاري و هم صحيح ترمذي (ج 2 ص 306) و مسند احمد (ج 2 ص 85 و 93 و 114و 153) و مسند ابن داوود (ج 8 ص 160 و حليه ابو نعيم (ج 5 ص 70 و صحيح نسائي در خصائص ص 37 و در فتح الباري في شرح البخاري ج 8 ص 100 و ... آمده است.
12. پيامبر(ص) فرمود: كه اينها ريحانه من هستند هر كس مرا دوست داشته باشد حتماً بايد اين دو را هم دوست داشته باشد اين روايت را هم اهل سنت نقل كرده است ، نگاه كنيد به ذخائر العقبي ص 124.
13. پيامبر(ص) حسن و حسين را بر دوش خود نگه مي‌داشت (ذخائر العقبي ص 130 و مجمع ميثمي ج 9 ص 182 مستدرك الصحيحين، ‌ج 3 ص 170 و همه اين روايات از اهل سنت است.
14. در صحيح ترمذي جلد 2 صفحه 307 آمده كه پيامبر(ص) فرمود حسين از من و من از حسين هستم خداوند دوست بدارد آن كه حسين را دوست داشته باشد و حسين سبطي از اسباط انبياء است و در صحيح بخاري اهل سنت هم اين معنا آمده است.
15. ابن اثير در كتاب اسد الغابه جلد 3 صفحه 234 آورده است كه عبدالله بن عمر سوگند ياد كرد كه سيدالشهداء حسين(ع) محبوبترين اهل زمين براي اهل آسمان است .

نامه ای از طرف خدا


امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم، امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی، اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی، وقتی داشتی این طرف و آن طرف می دویدی تا حاضر شوی فکر می کردم چند دقیقه ای وقت داری که بایستی و به من بگویی: "سلام"، اما تو خیلی مشغول بودی، یک بار مجبور شدی منتظر شوی و برای مدت یک ربع ساعت کاری نداشتی جز آنکه روی یک صندلی بنشینی، بعد دیدمت که از جا پریدی، خیال کردم می خواهی چیزی به من بگویی، اما تو
به طرف تلفن دویدی و در عوض به دوستت تلفن کردی تا از آخرین شایعات با خبر شوی.
تمام روز با صبوری منتظرت بودم، با آن همه کارهای مختلف گمان می کنم که اصلاً وقت نداشتی با من حرف بزنی، متوجه شدم قبل از نهار هی دور و برت را نگاه می کنی، شاید چون خجالت می کشیدی، سرت را به سوی من خم نکردی!!!
تو به خانه رفتی و به نظر می رسید که هنوز خیلی کارها برای انجام دادن داری، بعد از انجام دادن چند کار، تلویزیون را روشن کردی، نمی دانم تلویزیون را دوست داری یا نه؟ در آن چیزهای زیادی نشان می دهند و تو هر روز مدت زیادی را جلوی آن می گذرانی، در حالی که درباره هیچ چیز فکر نمی کنی و فقط از برنامه هایش لذت می بری، باز هم صبورانه انتظارت را کشیدم و تو در حالی که تلویزیون را نگاه می کردی، شام خوردی و باز هم با من صحبتی نکردی!!!
موقع خواب، فکر می کنم خیلی خسته بودی، بعد از آن که به اعضای خوانواده ات شب به خیر گفتی، به رختخواب رفتی و فوراً به خواب رفتی، نمی دانم که چرا به من شب به خیر نگفتی، اما اشکالی ندارد، آخر مگر صبح به من سلام کردی؟!
هنگامی که به خواب رفتی، صورتت را که خسته تکرار یکنواختی های روزمره بود، را عاشقانه لمس کردم، چقدر مشتاقم که به تو بگویم چطور می توانی زندگی زیباتر و مفیدتر را تجربه کنی...
احتمالاً متوجه نشدی که من همیشه در کنارت و برای کمک به تو آماده ام، من صبورم، بیش از آنچه تو فکرش را می کنی، حتی دلم می خواهد به تو یاد دهم که چطور با دیگران صبور باشی، من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم، منتظر یک سر تکان دادن، یک دعا، یک فکر یا گوشه ای از قلبت که به سوی من آید، خیلی سخت است که مکالمه ای یک طرفه داشته باشی، خوب، من باز هم سراسر پر از عشق منتظرت خواهم بود، به امید آنکه شاید فردا کمی هم به من وقت بدهی!
آیا وقت داری که این نامه را برای دیگر عزیزانم بفرستی؟ اگر نه، عیبی ندارد، من می فهمم و سعی می کنم راه دیگری بیابم، من هرگز دست نخواهم کشید...
دوستت دارم، روز خوبی داشته باشی...
دوست و دوستدارت: خدا

خدایا
ای وصـــالــت آرزوی عـاشـقــــان
وی خیــالــت پیش روی عـا شقـان
هـر کجـا کـردم نظـربــالا و پســـت
جـلوه ای ازروی زیبــای تو هســت
خـرقـه پـوشـان محـو دیـدار تواند
باده نوشان مست دیدار تواند
هـــم بـود در هــر دلـی مــاوای تو
هــم بـود در هـر سـری سـودای تو
حـرفـی از اسـرار عشقــم یـــاد ده
هــم بســوزان هـم مـرا بـر بــاد ده

درود بر ایرانیان ایراندوست آریایی:


"
ماه من غصه چرا ؟؟؟ آسمان را بنگر، که هنوز، بعد صدها شب و روز مثل آن روز نخست، گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد یا زمینی را که، دلش از سردی شبهای خزان نه شکست و نه گرفت بلکه از عاطفه لبریز شد و نفسی از سر امید کشید و در آغاز بهار، دشتی از یاس سپید، زیر پاهامان ریخت تا بگوید که هنوز، پر امنیت احساس خداست ماه من غصه چرا؟؟ تو مرا داری و من هر شب و روز، آرزویم همه خوشبختی توست ماه من، دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن کار آنهایی نیست که خدا را دارند ماه من، غم و اندوه اگر هم روزی، مثل باران بارید یا دل شیشه ای ات از لب پنجره عشق، زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی وا کن و بگو با دل خود که خدا هست، خدا هست هنوز او همانیست که در تارترین لحظه شب، راه نورانی امید نشانم می داد او همانیست که هر لحظه دلش میخواهد همه زندگی ام، غرق شادی باشد ماه من... غصه اگر هست بگو تا باشد معنی خوشبختی، بودن اندوه است اینهمه غصه و غم، اینهمه شادی و شور چه بخواهی و چه نه ،میوه یک باغند همه را با هم و با عشق بچین، ولی از یاد مبر پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا و در آن باز کسی می خواند که خدا هست خدا هست خدا هست هنوز

همیشه بگو: من‌ از همه‌ پولدارترم‌!

 

تجربه‌ نشان‌ داده‌ که‌ خیلی‌ها معتقدند وقتی‌ صحبت‌ پول‌ و خوشبختی‌ است‌ هیچ‌ یک‌ از این‌ تفکرات‌مثبت‌، کارهای‌ شبانه‌ روزی‌ و نگرش‌های‌ صحیح‌ برای‌ بالا بردن‌ توان‌ پرداخت‌ قسطهای‌ آخر ماه‌کوچکترین‌ کمکی‌ نمی‌کند. حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ اندیشه‌های‌ هشیار و ناهشیار ما همیشه‌ با میزان‌ درآمدما در حال‌ عمل‌ هستند. سعادت‌ و یا عدم‌ سعادت‌ ما، نتیجه‌ تفکر ماست‌. ذهن‌ انسان‌ و چگونگی‌باورهای‌ او تعیین‌ کننده‌ کیفیت‌ زندگی‌ اوست‌ و ذهن‌ ما بسته‌ به‌ شیوه‌ای‌ که‌ برای‌ تربیتش‌ اتخاذ می‌کنیم‌ مارا ثروتمند یا فقیر نگه‌ می‌دارد.
فقر نتیجه‌ تفکر فقیرانه‌ است‌ اگر ثروت‌ می‌خواهید نوع‌ تفکر خود را عوض‌ کنید. تصور کنید یکی‌ ازدوستانتان‌ همیشه‌ مقروض‌ است‌ و معتقد است‌ که‌ تا ابد برای‌ پرداخت‌ بدهی‌های‌ خود در تنگنا خواهدبود. او احتمالا فقط داوطلب‌ انجام‌ کارهایی‌ است‌ که‌ حقوق‌ و مزایای‌ بسیار کمی‌ دارند زیرا او این‌ جایگاه‌را برای‌ خودش‌ پذیرفته‌ است‌. به‌ احتمال‌ زیاد او فقط با کسانی‌ می‌تواند ارتباط نزدیک‌ داشته‌ باشد که‌ هم‌طبقه‌ خودش‌ باشند زیرا تنها در مصاحبت‌ با این‌ نوع‌ آدم‌ها احساس‌ راحتی‌ می‌کند. او به‌ خودش‌ تلقین‌کرده‌ است‌ که‌ زندگی‌ دشوار و طاقت‌ فرساست‌ و با دوستانی‌ که‌ انتخاب‌ کرده‌ دیگر کوچکترین‌ انگیزه‌ای‌برای‌ تغییر این‌ عقیده‌ ندارد. در زندگی‌ چیزی‌ را به‌ دست‌ می‌آوریم‌ که‌ انتظارش‌ را داریم‌ و بنابراین‌ فردی‌که‌ انتظار تنگدستی‌ دارد همان‌ نصیبش‌ می‌شود زیرا در مغز خود برنامه‌ای‌ دارد که‌ به‌ او می‌گوید: «هی‌، توهیچ‌ وقت‌ پولدار نمی‌شوی‌». احتمالا خود او به‌ این‌ نکته‌ پی‌ برده‌ است‌ که‌ هر وقت‌ پول‌ غیرمنتظره‌ای‌ به‌دستش‌ می‌رسد بلافاصله‌ بیرون‌ می‌رود و خرجش‌ می‌کند چون‌ فکر می‌کند که‌ حالت‌ عجیبی‌ دارد و بهتراست‌ به‌ وضعیت‌ عادی‌ یعنی‌ بی‌پولی‌ برگردد. او ممکن‌ است‌ با خودش‌ فکر کند: من‌ هیچوقت‌ پولدارنخواهم‌ شد زیرا تحصیلات‌ خوبی‌ نداشته‌ام‌. اگر تحصیلات‌ عالی‌ شرط ثروتمند شدن‌ است‌ باید تمام‌اساتید دانشگاه‌ میلیونر باشند.
و اما بسیاری‌ از تحصیلکرده‌ها هم‌ هستند که‌ همیشه‌ جیبشان‌ خالی‌ است‌ و بالعکس‌ مردم‌ کم‌ سوادی‌که‌ ثروتهای‌ افسانه‌ای‌ داشته‌اند. شاید او فکر کند که‌ برای‌ ثروتمند شدن‌ شغل‌ مناسبی‌ انتخاب‌ نکرده‌است‌ خوب‌ خیلی‌ها برای‌ شروع‌ یک‌ شغل‌ مکمل‌ هم‌ پیدا می‌کنند و یا کار خود را عوض‌ می‌کنند. ممکن‌است‌ دوست‌ شما فکر کند که‌ زمان‌ کلید حل‌ این‌ شکل‌ باشد. او فکر می‌کند که‌ وقت‌ کافی‌ برای‌ ثروتمندشدن‌ ندارد در این‌ صورت‌ باید گفت‌ که‌ همه‌ ما همین‌ زمان‌ را در اختیار داریم‌ بیست‌ و چهار ساعت‌ درشبانه‌ روز! نه‌ بیشتر و نه‌ کمتر. اما واقعا باید چکار کنیم‌؟
در قدم‌ اول‌ باید بدانید که‌:

۱) برای‌ کسب‌ ثروت‌ نیاز به‌ تصمیم‌گیری‌ وجود دارد باید خود را متعهد به‌ انجام‌ تلاشهای‌ لازم‌ دراین‌ زمینه‌ کنید. گرچه‌ تلاش‌ از اهمیت‌ فوق‌ العاده‌ای‌ برخوردار است‌ اما این‌ تلاش‌ باید با دیدگاه‌ مناسب‌و صحیح‌ همراه‌ باشد.

۲) اول‌ پس‌ انداز کنید، بعد خرج‌ کنید. فقرا برعکس‌ عمل‌ می‌کنند آنها اول‌ خرج‌ می‌کنند و بعد نقشه‌پس‌ اندازه‌های‌ آینده‌ را می‌کشند. برای‌ رسیدن‌ به‌ ثروت‌ باید برنامه‌ای‌ داشت‌ و آن‌ را اجرا کرد.

۳) به‌ بررسی‌ زندگی‌ افراد ثروتمند بپردازید. مدتی‌ از وقت‌ خود را با ثروتمندان‌ بگذرانید و ببینید که‌چه‌ فرقهایی‌ با شما دارند و نکات‌ جالب‌ و مثبت‌ آنها را جذب‌ کنید و واقع‌ بین‌ باشید.

۴) از دیگران‌ کمک‌ بخواهید. وقتی‌ مردم‌ ببینند که‌ شما برای‌ کمک‌ به‌ خود مصمم‌ هستید آنها نیزبرای‌ کمک‌ به‌ شما بسیار مستعد می‌شوند. باید بدانیم‌ که‌ چگونه‌ از دیگران‌ کمک‌ بگیریم‌.

۵) مرتبا برای‌ خود خاطرنشان‌ کنید که‌ شایسته‌ ثروت‌ و قدرت‌ هستید.

۶) گاهی‌ اوقات‌ برای‌ خود پول‌ خرج‌ کنید. بخشی‌ از روند رسیدن‌ به‌ استقلال‌ مالی‌ فهمیدن‌ این‌ نکته‌است‌ که‌ شما استطاعت‌ پول‌ خرج‌ کردن‌ برای‌ خودتان‌ را دارید و از پولی‌ که‌ دارید لذت‌ می‌برید و این‌انگیزه‌ای‌ بیشتر برای‌ پولسازی‌ خواهد بود.

۷) نقشه‌ بریزید و هدفهای‌ خود را مشخص‌ کنید.

۸) به‌ سه‌ دلیل‌ زیر همیشه‌ مقداری‌ پول‌ همراه‌ خود داشته‌ باشید:
الف‌) احساس‌ ثروت‌ بیشتر می‌کنید.
ب‌) به‌ پول‌ داشتن‌ عادت‌ می‌کنید.
ج‌) اعتماد به‌ نفس‌ بیشتر پیدا می‌کنید. همچنین‌ به‌ این‌ ترتیب‌ ترس‌ خرج‌ کردن‌ پول‌ را از دست‌می‌دهید.
بعضی‌ها می‌گویند: من‌ نمی‌توانم‌ پول‌ با خودم‌ حمل‌ کنم‌ زیرا بلافاصله‌ خرجش‌ می‌کنم‌. خوب‌ اگروقتی‌ پول‌ در جیب‌ شماست‌ و به‌ خود اطمینان‌ ندارید چطور می‌توانید انتظار ثروتمند شدن‌ را داشته‌باشید؟

۹) به‌ هر مبارزه‌ای‌ با شور و شوق‌ و تعهد یورش‌ ببرید.
ثروتمندان‌ می‌دانند که‌ پولسازی‌ واقعی‌ تنها وقتی‌ شروع‌ می‌شود که‌ کار کردن‌ به‌ خاطر پول‌ کنارگذاشته‌ شود.

۱۰) فقر یک‌ بیماری‌ روانی‌ است‌ که‌ مانند بسیاری‌ از بیماری‌های‌ دیگر برای‌ کسانی‌ که‌ معتقد به‌درمان‌ پذیری‌ آن‌ هستند قابل‌ علاج‌ است‌ و مانند هر بیماری‌ دیگر برای‌ درمان‌ آن‌ نیاز به‌ تلاش‌، ابتکار وشهامت‌ وجود دارد.

خیلی‌ جالب‌ است‌ اگر بدانید که‌ تقریبا تمام‌ آدم‌های‌ شاد و ثروتمند زمانی‌ در زندگی‌ خود این‌ بیماری‌را شکست‌ داده‌اند، پس‌ شما هم‌ می‌توانید.

7 روش براي خوشبو كردن محيط

شما مي توانيد به جاي استفاده از اسپري هاي خوش بو كننده شيميايي از يكي از روش هاي زير براي خوشبو و تميزكردن محيط زندگي خود استفاده كنيد.


7 روش براي خوشبو كردن محيط

1.استفاده از گياهان و گل هاي خوشبو: گل ها و گياهان مي توانند نقش بسزايي در تصفيه هواي اتاق داشته باشند و اگر اين گل ها از نوع عطر دار نيز باشند مي توانند علاوه بر تميز كردن هواي محيط باعث انتشار رايحه خوش نيز در فضا مي شوند. بنابراين توصيه مي كنيم استفاده از گل و گياهان را در فضاهاي مختلف خانه فراموش نكنيد.

2. استفاده از پوست مركبات: شما مي توانيد پوست پرتغال يا ليمو را كه فكر مي كنيد ديگر به هيچ دردي نمي خورند را در آب در حال جوشيدن روي اجاق گاز قرار دهيد و پس از دقايقي بوي خوشي را در سراسر فضاي خانه حس كنيد. با اين كار شما توانسته ايد علاوه بر بهره مندي از طعم و فوايد آن ميوه از بوي خوش پوست آن نيز براي خوش بو كردن محيط استفاده كنيد.

3.استفاده از اسانس هاي رقيق شده: شما مي تواني مقداري اسانس خوش بوي مورد علاقه خود را با آب رقيق كنيد و آن را روي فرش و پارچه رو مبلي اسپري كنيد.

4.سركه سفيد: كاسه اي از سركه سفيد را در گوشه اي از اتاق قرار دهيد و چند وقت يكبار آن را تعويض كنيد. سركه سفيد مي تواند بوي بد موجود در فضا و ذرات بدبو را جذب كند و از فضا حذف نمايد.

5.استفاده از نرم كننده ها: براي لباس ها و جوراب ها پس از شستشو از نرم كننده هاي معطر كه داراي عطري خوش هستند استفاده كنيد. اين كار سبب مي شود زماني كه لباس ها در كمد آويخته هستند فضاي كمد و در نهايت فضاي اتاق داراي عطري خوشبو و ملايمي شود.

6.شمع هاي معطر: به جاي استفاده از شمع هاي ساده از شمع هاي معطر در جاي جاي خانه استفاده نماييد. در سرويس بهداشتي, اتاق خواب, اتاق نشيمن , آشپزخانه و... با اين كار هم مي توانيد از زيبايي و گرماي شمع در دكوراسيون استفاده كنيد و همزمان فضا را معطر نماييد.

7.طبخ نان در خانه: عطر نان تازه مي تواند بسيار خوشايند باشد بنابراين اگر بريتان مقدرو هست چند وقت يكبار در خانه خود به طبخ نان بپردازيد تا هم از رايحه خوشايند نان تازه در خانه بهره مند شويد و هم از طعم خوش نان تازه

نگاهی دیگرگونه به بزرگ ترین رویداد فوتبالی دنیا


8 برنده بزرگ جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی


عصرایران ؛ جعفر محمدی - نوزدهمین دوره جام جهانی هم با انجام بازی شماره 64 در ژوهانسبوگ به پایان رسید و تا اسپانیایی ها، خوشحال ترین مردم جهان در ژولای 2010 باشند. اسپانیا، هر چند جام جهانی را بالای سر برد و تک تک بازیکنانش بر آن بوسه زدند، تنها برنده این رقابت زیبا و نفسگیر نبود ؛ جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی برندگان دیگری هم داشت که بسیاری شان نهان اند و ناپیدا و اندکی هم آشکار و جلو چشم:

1. فیفا

 

فدراسیون جهانی فوتبال (فیفا)، فارغ از این که کدام تیم جام را به خانه ببرد، همیشه برنده اصلی تمام دوره های جام جهانی بوده است. برآوردها حاکی از آن است که فیفا، در این دوره از مسابقات حدود 3 میلیارد دلار سود کرده است.

فروش حق امتیاز پخش تلویزیونی بازی ها، تبلیغات، پورسانت اسپانسرها، بلیت فروشی مسابقات و ده ها سرفصل ریز و درشت درآمدی دیگر، فیفای بعد از آفریقای جنوبی را ثروتمند از فیفای قبل از آن کرده است. مسابقات آفریقای جنوبی، پر آب و نان ترین دوره جام جهانی برای فیفا بوده به طوری که در مقایسه با جام گذشته، 60 درصد افزایش درآمد داشته است.

2. آدیداس

 

شرکت آلمانی سهامی عام "آدیداس" که از 1948 فعالیت خود را آغاز کرده، در جریان بازی های 2010 آفریقا، حسابی کار و کاسبی اش سکه بود. این شرکت، امسال هم توپ بازی ها که "جابولانی" نام داشت را تولید کرد و اسپانسر و تهیه کننده لباس های تعدادی از تیم های حاضر در جام از جمله ژاپن، آلمان، اسپانیا و ... بود.

گزارش ها حاکی از آن است که تنها در دو روز منتهی به بازی "آلمان - اسپانیا" که آدیداس لباس هر دوتیم را تهیه کرده بود، حداقل 6 میلیون یورو از پیراهن های مارک آدیداس به فروش رفت و جالب اینجاست که 43 درصد پیراهن های آلمان و اسپانیا با این مارک، در آسیا و مخصوصاً جنوب شرقی آسیا به فروش رفت!

اما خوش شانسی بزرگ آدیداس این بود که روی اسب برنده شرط بندی و پیراهن های تیم ملی اسپانیا را تهیه کرده بود و حالا مدیران این شرکت می توانند روی یک فروش فوق العاده و رویایی بر روی پیراهن ها اسپانیا (که اینک یک ستاره به نشان یک بار برنده شدن در جام جهانی بر آنها نقش بسته است) حساب ویژه ای باز کنند و حسابی پول پارو کنند. در آمد سالیانه آدیداس 12 میلیارد یورو بر آورد می شود، یعنی در هر ساعت یک میلیون و 370 هزار یوروی ناقابل!

3. ووووزلا

 

مبدع شیپور پلاستیکی بدصدا 38 سالگی خود را به عنوان یک مرد ثروتمند جشن خواهد گرفت. "نیل فن شالکیک" که با گل کردن ووووزلا، شهرت و ثروتی به هم زده، طی گفت و گویی در پاسخ به اینکه گردش مالی حاصل از فروش این شیپور چقدر بوده است، تنها خنده کرده و گفته است: "دارم ثروتمند می شوم."

او در سال 2001 کار خود را با تولید 500 وووزلا آغاز کرد. یکسال بعد یک شرکت از ایده این شیپور خوشش آمد و 20 هزار نمونه از آن را خریداری کرد و ووووزلا به اروپا، آمریکای لاتین و روسیه صادر شد و در جریان جام جهانی 2010، به عنوان ساز سنتی آفریقا که البته به صورت پلاستیکی تولید می شود به شهرتی جهانی رسید ؛ هر چند که بازیکنان تیم ها، شکایت داشتند که ووووزلا اعصاب و تمرکزشان را به هم می ریزد.

البته ناگفته نماند که در این میان چینی ها هم به عنوان نماینده پنجم آسیا در جام جهانی 2010 حاضر بودند و حتی در فینال نیز حضور پر رنگ و پرصدایی داشتند. چینی ها که از آب هم کره می گیرند با تولید روزانه 50 هزار ووووزلای پلاستیکی توسط شرکت "جیینگ پلاستیك" و رساندن آنها به آفریقای جنوبی، برنده دیگر این تورنمنت بودند. رونق ووووزلا، در ماه های اخیر صنعت کار و بار پلاستیک سازی چین را سکه کرده بود.

4. آفریقای جنوبی

 

کشوری که هنوز نامش یادآور سال های پرمحنت آپارتاید است و تا سال 1994، سیاه پوستان حق رأی نداشتند، در کمتر از دو دهه از پایان آپارتاید، یکی از بزرگ ترین رویدادهای بشری را میزبانی کرد و در آن سیاه و سفید و زرد و ... از همه نژادها و قاره ها، به یک رقابت جهانی پرداختند و درآمد سرشاری را نصیب اقتصادش کردند.

ورزشگاه های مجهز که کم از بهترین های جهان مدرن نداشتند، نظم و نظام تحسین برانگیز این میزبانی تاریخی، حفظ امنیت بازی ها و توریست ها و ... به آفریقای جنوبی حیثیتی دوباره داد و جنوبی ترین کشور قاره سیاه که داشت به همراه رهبر بزرگش آرام آرام فراموش می شد را بار دیگر به صدر آورد.

بی هیچ تردیدی، نه فقط آزادی و آبروی آفریقای جنوبی که حتی همین میزبانی افتخارآمیز نیز مدیون مرد بزرگی است که 27 سال از عمرش را در زندان های نژاد پرستان گذراند و سرانجام نه فقط خود، که ملتی را از بندهای آپارتاید رهانید: نلسون ماندلای دوست داشتنی.

5. آکواریوم دریایی شهر اوبرهاوزن

 

تاکنون نام هیچ حیوانی مانند هشت پای معروف آلمانی با جام جهانی گره نخورده بود. "پل" که در آکواریوم دریایی شهر اوبرهاوزن زندگی می کند، اغلب نتایج بازی های تیم ملی آلمان، از جمله برد در برابر آرژانتین و باخت در مقابل اسپانیا را به درستی پیش بینی کرده بود.

حال بماند که پشت پرده ماجرا چیست ولی هر چه هست، آکواریوم اوبرهوزن، به خاطر ابتکار مسوولانش، اکنون پر رونق تر از گذشته است و زمینه درآمدزایی آن قاعدتاً بهتر شده است. به هر حال، آلمانی ها با این هشت پا، دکان و بازار خوبی برای خود درست کرده بودند.

6. بازیکنانی که خوش درخشیدند

 

خرید و فروش بازیکنان و پولی که به جیب آنها می رود، تابع مستقیمی است از نمایش های بازیکنان در میدان های رقابت و چه جایی بهتر از جام جهانی تا "نام و نان"، خودی نشان دهند و برای قراردادهای بعدی ناز بیشتری کنند؟!

در این دوره از مسابقات، بازیکنانی مانند مسعود اوزیل، توماس مولر، لوئیس سوآرز، دیه گو فورلان، کایسوکه هوندا و آسموا ژیان با بازی های خوبی که انجام دادند، نظر بسیاری از تیم های معروف و ثروتمند اروپایی را به خود جلب کرده اند و طبیعتاً در فصل های آتی لیگ های برتر اروپایی، شاهد قراردادهای میلیاردی آنها با باشگاه های نامدار خواهیم بود کما این که تیم میلان، خواهان هوندای ژاپنی است و رئال مادرید هم در پی مولر آلمانی. بازی های آنان، هر چند برای کشورشان آب نداشت و تیم هایشان را قهرمان نکرد، اما برای خودشان نان که داشت!

7. اروپا

 

تا قبل از جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی، آمریکای لاتین و اروپا، هر کدام با 9 قهرمانی در جام های جهانی، این افتخار را به طور مساوی بین خود تقسیم کرده بودند ولی در این دوره، اسپانیا با قهرمانی اش، جام را به اروپا برد تا نتیجه تاریخی برندگان جام جهانی، 10 بر 9 به سود قاره سبز تغییر کند و نکته ان که اروپایی ها، نه تنها قهرمانی که عنوان های دومی(هلند) و سومی(آلمان) را هم به خود اختصاص دادند تا رقیب دیرینه آنها یعنی آمریکای لاتین، با وجود بزرگانی چون برزیل و آرژانتین، بی نصیب و دست خالی، آفریقای جنوبی را به مقصد آمریکای جنوبی ترک کنند.

8. اسپانیا

 

و سرانجام، تیم ملی اسپانیا، برنده دیگر این مسابقات بود که با آمیزه ای از تاکتیک و تکنیک و البته با اندکی چاشنی شانس توانست قهرمان شایسته جام جهانی 2010 باشد و برای اولین بار جام جهانی فوتبال را به خانه ببرد.

بعد از تحریر:
در ایران هم، بی هیچ شکی،"همراه اول" برنده جام جهانی 2010 بود که با برگزاری نظرسنجی های پیامکی درباره نتایج مسابقات، مخصوصاً از طریق برنامه "یک جهان- یک جام" صدها میلیون پیامک از مردم گرفت و با درآمدی میلیاردی، قطعی پیامک ها در سال گذشته را جبران مالی کرد!

فینال جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی با برتری اسپانیا



اسپانیا برای نخستین بار قهرمان جهان شد


تیم ملی فوتبال اسپانیا یکشنبه شب در دیدار نهایی مسابقات جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی در دقایق پایانی وقت اضافه
در دقیقه 116 با گل اینیستا بر تیم ملی فوتبال هلند غلبه کرد تا جام جهانی فوتبال برای اولین بار در تاریخ به اسپانیا برده شود و هلندی ها برای بار سوم نایب قهرمان شدند.

دو تیم هلند و اسپانیا در نیمه اول این دیدار نتوانستند به فرصت های گلزنی زیادی دست پیدا کنند. در این نیمه یک بازی پربرخورد و فیزیکی برگزار شد و دو تیم با نتیجه تساوی بدون گل به رختکن رفتند.
در نیمه دوم هر دوم تیم دست به تعویض های تهاجمی زدند و مهاجمین تیمها چند موقعیت خوب گلزنی را از دست دادند، تا این دیدار به وقت های اضافه کشیده شود. در نیمه دوم وقت های اضافه بود که "هیتینگا" مدافع هلند به خاطر خطا بر روی اینیستا کارت زرد دوم را از داور دریافت کرد و هلند ده نفره به بازی ادامه داد. سرانجام در دقیقه 116 "اینیستا" در یک فرصت عالی گلزنی، تک گل دیدار فینال جام جهانی 2010 را به ثمر رساند و اسپانیا برای اولین بار قهرمان جام جهانی شد.

:: جشن و شادمانی مردم اسپانیا پس از قهرمانی در جام جهانی

مردم شهرهای اسپانیا پس از به صدا در آمدن سوت پایان بازی‌ فینال جام جهانی به خیابان ها ریختند و به جشن و شادمانی پرداختند. بسیاری از هواداران اسپانیا از نمایشگرهای بزرگ نصب شده در میدان های اصلی شهر مادرید دیدار پایانی را تماشا کردند و بلافاصله پس از پایان بازی به جشن و پایکوبی پرداختند. لحظاتی بعد از قهرمانی مردم از خانه ها بیرون ریخته و با شعار "زنده باد اسپانیا" نخستین قهرمانی تیم‌شان را در جام جهانی جشن گرفتند.

اسپانیا با پیروزی بر هلند در وقت اضافه برای نخستین بار بر بام فوتبال جهان ایستاد. هنگام بازی فینال، ده ها هزار اسپانیایی در مادرید، مسابقه را در خیابان ها و از طریق تلویزیون های بزرگ شهری تماشا می کردند.

:: كفش طلا به مولر رسید

 

توماس مولر به عنوان بهترین گلزن جام جهانی 2010 برگزیده شد. فورلان به همراه توماس مولر از آلمان، داوید ویا از اسپانیا و وسلی اشنایدر از هلند با زدن 5 گل بیشترین تعداد گل را در این جام به ثمر رساندند كه توماس مولر به دلیل پاس گل بیشتر (3 پاس گل) به عنوان آقای گل جام جهانی معرفی شد و جایزه كفش طلایی را دریافت كرد.

مهاجم 20 ساله ژرمن ها در کنار سه بازیکن دیگر توانست در جام جهانی 5 بار برای تیمش گلزنی کند اما سه پاس گلی که او برای هم تیمی‌هایش در شش بازی خود در جام جهانی تدارک دید، باعث شد تا مولر در رقابت با گلزنانی همچون داوید ویا از اسپانیا، وزلی اسنایدر از هلند و دیگو فورلان از اروگوئه بتواند کفش طلای جام جهانی نوزدهم فوتبال را به تنهایی از آن خود کند.

:: بهترین دروازه بان جام جهانی معرفی شد

 

ایکر کاسیاس، دروازه‌بان و کاپیتان اسپانیا پس از آن که با تیمش قهرمان جام جهانی شد دستکش طلای جام را از آن خود کرد.

دروازه‌بان رئال مادرید در تمام تورنمنت تنها دو گل دریافت کرد. اولین گلی که او خورد در شکست شگفت‌انگیز اسپانیا مقابل سوییس در مرحله مقدماتی بود. او در تمامی دیدارهای بعدی خود دروازه‌اش را بسته نگاه داشت، به جز یک بازی گروهی دیگر مقابل شیلی که با نتیجه دو بر یک به سود اسپانیا به پایان رسید. اسپانیا با عملکرد درخشان کاسیاس به قهرمانی رسید و این دروازه‌بان 29 ساله در پایان بازی نهایی، جام را به عنوان کاپیتان بالای سر برد.

:: توپ طلای جام جهانی به بازیکن اروگوئه ای رسید

 

توپ طلای مسابقات فوتبال جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی دقایقی پیش به دیه گو فورلان بازیکن تیم ملی فوتبال اروگوئه اختصاص یافت. دیه گو فورلان که در مسابقات جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی فراتر از انتظار ظاهر شده بود بر اساس تصمیم فیفا توپ طلای جام جهانی را از آن خود کرد.

دیه گو فورلان از اروگوئه، آساموا گیان از غنا، لیونل مسی از آرژانتین، اینیستا، ژاوی و داوید ویا هر سه از اسپانیا، وسلی اسنایدر و آرین روبن از هلند، باستین شوان اشتایگر و مسعوت اوزیل از آلمان 10 نامزد دریافت توپ طلای مسابقات جام جهانی 2010 آفریقای جنوبی بودند که در نهایت این توپ به فورلان رسید.