روزی کودکی میخواست متولد بشه و پا به این دنیای پوچ بذاره،به همین خاطر میره پیش خدا و راجع به ندیده هاش توی این دنیا سوال میکنه؛کودک از خدا میپرسه:خدا وقتی من دنیا اومدم بعد از اینکه چشم باز کردم مادرم رو چطوری پیدا کنم؟خدا میگه نترس من فرشته ای رو بهت معرفی میکنم که بهت کمک میکنه!کودک میگه خوب چطوری غذا بخورم؟چی بخورم؟بازم خدا میگه نترس! من فرشته ای رو بهت معرفی میکنم که بهت میگه.کودک در ادامه میپرسه:خداجون بعد از اینکه بزرگ شدم واین کارهارو کردم چطوری باید راه برم،حرف بزنم،بخندم و...؟بازم خدا بهش میگه نترس من فرشته ای رو بهت معرفی میکنم که همه این کارهارو بهت یاد بده!کودک آخر حوصلش سر میره و از خدا میپرسه آخه این فرشته کیه؟ خدا میگه اون فرشته همه جا پیشته و همه چیز رو بهت یاد میده و تو میتونی مادر صداش کنی